گروه الانش آسونه؟! پرتغال - هلند - دانمارک آسونن ؟! جام جهانی 4 تا 4تا انگلیس ُ هلند ُ له کرد خوش شانسی بود ؟! بعد شما تو یورو 2008 با شانس آلمان ُ میبرین خوش شانسی نیس !
جام جهانی چند سال پیش بود؟؟؟ 2008 چند سال پیش بود؟؟؟ از اون موقع تاحالا تیما زمین تا آسمون فرق کردن ولی شانس آلمان یه ذره هم تغییر نکرده : )) خدایی خوش شانسه دیگه...
طبقه اول پارکینگ طبقاتی بیمارستان میلاد مخصوص ماشین پزشکانه. همه ماشینا بالای 50 میلیون و کوچولوترینشون 206...ولی برای من خیلی جالبه هردفعه میرم میبینم توو اون طبقه یه پیکان هم پارک شده یعنی مال یکی از دکتراس؟؟؟
زنده باااااااااد ایران و ایرانییییییی!!!! زدیم خورد کردیم چینووووو! سوسکشون کردیییییم بزن دست قشنگه رو به افتخار تیممون و به امید صعودشون به المپییییییک!!!آهااااااان!!!
من شک ندارم تیم توسعه ی سایت دنبالر بیش از دو سوم ٍ کاربرا رو از تیمارستان افسرده ها ازشون دعوت به عمل آورده بیان اینجا پست بذارن . . مثلا پنج شنبه ست امروز . . حالا اگه جمعه بود یچیزی خود منم جمعه ها دلم میگیره . . ولی آخه . . . . چی بگم . . ولش کُن #شوما#بُغض بترکون : |
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم…
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد …
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست…
خسته ام ... خسته نبودنت ... خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو ميگذرد تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ... ميگذرد ... ميگذرد و باز هم ميگذرد ...
طوفان؟
14 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلآره
دیروز صبح رفت....... 
14 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل
Khuda rahmatesh Kone
14 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبلجدييييييييييييييييييييي واي
14 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبلاوهوم
سرطان ریه داشت...
14 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 48 دقيقه قبلدوستش داشتـــــــــــــم...