در حال حاضر دلم یه تنهایی محض میخواد...میخوام چشمم به هیچ آدم آشنایی نیفته.برم یه شهر دور...یه کشور دور...تو یه آپارتمان کوچیک...وسط یه شهر شلوغ که هیچکی رو نشناسم...به همه لبخند بزنم و عادی از کنارشون رد بشم...دلم یه تغییر بزرگ میخواد...
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش…. خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!
یه روز خوبم یه روز بد.یه روز بیدار میشم میخندم...شبش اشکام سرایزیر میشن.
یه بار که شاهکار به خرج دادم و درعرض 2ثانیه یا شایدم کمتر ازخنده پریدم تو گریه... نوسان من اینجوریه
مثه من .....................می خوام برم تو فضا سیال باشم..............................بیوزنه بی وزن...............خسته ام دلم یه جرعه ارامش می خواد
14 سال و 8 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبلوای دقیقا...
14 سال و 8 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 7 دقيقه قبل