دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحـــر خاتـــون

بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر... درباره »
سحـــر خاتـــون
زن - مجرد
امتیاز: 5891

دنبال‌شدگان

(1002 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(874 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

بعضی وقتا این سیگار لعنتی مثل کرم میشه برام .... مثل کرم ... باید یه پک بهش نزدیک شم....

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

مثل بستنی حصیری شدم تو این روز گرم ....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است : گفت 2 بخش است كودكي و پيري . گفتم : پس جواني چه شد . گفت : با عشق سوخت ... با بي وفايي سوخت ... با جدايي مرد.

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

کی من؟! منو تغییر؟! نه، اشتباه میکنی!!! من همون آدم چند سال پیشم، فقط تنها چیزیم که تغیر کرده اینه که بهونه ای واسه خنده های بلند بلند ندارم !!!! اصلا دیگه نیازی هم بهشون ندارم!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

وقتی کسی می گوید "خوبی؟" نگو "ممنون " ...نگو ........."خوبم" نگو "بهترم " فقط یک جور بگو "مرسی" که طرف بداند سئوال احمقانه اي پرسیده

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

زندگی میگن برای زنده هاست ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

روزهاست از سقف لحظه هايم يادت چکه مي کند ... اگر باران بند بيايد ازاين خانه مي روم...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت. باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند. زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم. من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

این قانون سیب است بدون چیدن وقت رسیدن به پای درختی می افتد با بادی هرزه گرد .... . . این قانون دل است می شکند با تلنگر نگاهی به پای عشقی... کاش کال می ماندیم کاش نمی رسیدیم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

پروردگارا ببخش مرا که انقدر حسرت نداشته هایم را خوردم...شاکر داشته هایم نبودم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

انـگار چـروک هـای ِ پیـشانیـم تـرک هـای ِ آسـفالت ِ خیـابـان را بـرایـت تـداعـی می کـند! راحـت روی ِ اعصـابـم راه بـرو ... راحـت ِ راحــــت !

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

بعضی ها ، هر روز ، رنگ عوض می کنن تو عشق به عشق ... حالا بگو ببینم ! عشق ما چه رنگیه؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
alireza
alireza

Salaaaaaam dostaye golam man ba vayere uni on shodam3-}

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم وقتی لبریز شده بودم از نبودنهای بی دلیل این روزها تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی بی آنکه بدانی... من این روزها ... هیچ نمی فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بی صداییت بی آنکه بدانی من بودنم را در همان نگاه اول و همان سلام اول متوقف کرده ام آخر تمام بودنت میان یک سلام و خداحافظ جای گرفته است پس من به همان سلام بسنده می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار نباشد براستی ... ما چه ساده به هم پیوند زدیم ثانیه هامان را ... به سادگی من ناباورانه به باور بودنت رسیده ام ... تو باور لحظه های من

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

شکستن يک دل مگه چقدر قدرت مي خواد که فکر کردي اون که قويتره تو هستي