سحـــر خاتـــون
يه وقتايي ديگه حسش نيست غصه بخوري...رسما"غصه توروميخوره!!!
سحـــر خاتـــون
می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم میکند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی کسی را نمی خواهم. و وقتی هستی" تو را" می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است ،و در کنارت خاکستری ام خداحافظی ات به جنونم می کشاند... و سلامت به پریشانیم!؟! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان... از کنار من برو ...من خو گرفته ام به نبودنت
سحـــر خاتـــون
دلم یه تنهایی طولانی مدت میخواد. از اون تنهاییا که چشمم به هیچ آشنایی نیفته
سحـــر خاتـــون
وقتی داری به این فک میکنی که سالِ پیش این موقع کجا بودی چیکار میکردی امسال این موقع کجایی چیکار میکنی، یعنی اینکه یه چیزی داره میلنگه.
سحـــر خاتـــون
اگر اینطوری باشد ... کم کم کنار کشیده می شوم ... آرام آرام دور می شوم ... می روم ، محو می شوم ... شاید هم ... روزی بیاید که ... چشمت را باز کنی ... و گم شده باشم ... مواظب باش !
سحـــر خاتـــون
نیستی که ببینی ته مانده شوقی هم . که برای دیدن تو در چشمانم خانه کرده بود . . . کلاغی شد و پرید . . . حالا منم و این کالبد بی روح با چشمانی که حرف نمیزنند . . .