سحـــر خاتـــون
تازگیا به این موضوع پی بردم که چقد حســــودم!!
سحـــر خاتـــون
اگه احساسمو کشتی...اگه از یاد منو بردی...اگه رفتی بی تفاوت به غریبی سرسپردی...بدون اینو که دل من...شده جادو به طلسمت...یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت... (سیاوش قمیشی...هدیه)
سحـــر خاتـــون
• اگر شبی از شبهای زمستانی، • مسافری به امید گرمای نگاهت به تو پناه آورد • تنهایش نگذار. • شاید در گرمترین روزهای تابستان • به خنکی لبخندش محتاج شوی
سحـــر خاتـــون
داشتم زندگیمو میکردم...اومدی حالمو عوض کردی...اینهمه راه اومدی که بری...که خرابم کنی و بر گردی...همه چیز خوب بود قبل از تو، عشق با من غریبه گی میکرد...یه نفر داشت با خودش تنها زیر این سقف زندگی میکرد...عطر تو این اتاقو پر کرده...این هوا اون هوای سابق نیست...اون که با بودنت مخالف بود حالا با رفتنت موافق نیست...واسه چی اومدی که برگردی...برو اما جواب بده...سر خود اومدی ولی اینبار به منم حق انتخاب بده...اون که میگفت که تا ابد اینجاست...حالا میگه بذار برگردم...داشتی زندگیتو میکردی... داشتم زندگیمو میکردم...
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه : برو ! همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره...همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی...همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه!!!همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه...و همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه ...پس برو...
شهوت در دنیای خودمونه ... نه در دنیای زمین ، بیاییم شهوت درونمون رو فیل تر کنیم
14 سال و 4 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 18 دقيقه قبل