سحـــر خاتـــون
من سرگردون ساده...تو رو «صادق» میدونستم...این برام شکسته اما...تو رو «عاشق» میدونستم..........
سحـــر خاتـــون
دستم به سمت تلفن میرود و باز میگردد چون کودکی که به او گفتهاند شیرینی روی میز مال مهمانهاست..
سحـــر خاتـــون
بر فرض که شمارتو از تو گوشیم حذف کنم...آی دی تو ایگنور کنم...تو ف ب از اددلیستم حذفت کنم...چجوری از دلم بیرونت کنم؟چجوری فراموشت کنم؟؟خدایا سخته................هرچی میخوام به روم نیارم نمیشه...اومدم یه کاری کنم حداقل جلوی چشمم نباشی که راحتتر فراموشت کنم بدتر شد!نصفه نیمه کارمو ول کردم...خدایاااااااااااااااااااااااا!!!
سحـــر خاتـــون
بــــــــاز انــــــــــــــــــــگار... .. هـــــــــمه ی آهنـــــــــــگ های عـاشقانـــــه ی غــــــــمگین دنیـــــــا را... .. بـرای دل من خـــــــــــــــــــوانده اند....
سحـــر خاتـــون
باز... من و خیال تو...!!! ... باز... تو... بی خیال من ... !!!
سحـــر خاتـــون
به نبودنش عـــادت میکنی ولـــی دلت بودنـــــش رو میخـــــــــــواد ...
سحـــر خاتـــون
من دلم می خواهد یه روزی یه وقتی یه جایی... دلم دیگر هیچ چیز نخواهد....
سحـــر خاتـــون
به بغض هایم رنگِ لبخند زده ام جدّی نگیر !!! به تلنگری بندند...