سحـــر خاتـــون
همه آدم ها درد دارند, حتماً که نباید جای زخم هایشان را به شما نشان دهند تا باورتان بشود...
سحـــر خاتـــون
چه می شود روزی ... ... از اعماق قلبم بخواهم که تو باشی و سرم را بچرخانم ...و تو باشی.............فقط باشی
سحـــر خاتـــون
گاهی ارزو میکنم آینه ای داشته باشم که حتی برای یک لحظه صداقت قلب تورا برایم صادقانه رو کند
سحـــر خاتـــون
سالهاست نه کهنه می شوم نه نو نه رفتهام نه آمدهام نه گفتهام نه شنیده ام سالهاست مرا به جرمِ سنگینِ " من " بودنم چوب حراج زده اند هزاران نگاه هرزه اینجا بیداد میکند ... تمام دستها انگار به سوی من کج اند و تنم انگار چهل تکهای سوزن خورده است من اما از زن بودنم کوتاه نخواهم آمد که این ، شهریور من است .... و به پاییز نخواهد رسید ، اگر من نخواهم ........
سحـــر خاتـــون
چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم... تمبر و پاكت هم هست و یك عالمه حرف! كاش كسی جایی منتظرم بود....
فقط نی نی
خاتون به سرش زده نی نی بشه!
سحـــر خاتـــون
تورا گم کرده ام امروز وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سردوسنگین اند وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند نمیدانی چه غمگینند چراغ روشن شب بودبرایم چشمای تو نمیدانم چه می خواهند..................؟؟
سحـــر خاتـــون
نمیدانم ...اما ناگهان چند شعر در گوشه ذهنم پیدا کردم دستشان را گرفتم و به سوی تو راهی شان کردم...
سحـــر خاتـــون
آری باید هم چنین باشد . . . عادت به مسواک زدن دندان را سپید میکند و تکرار هر شب خاطرات تو ...... موها را
سحـــر خاتـــون
تو با دلتنگیای من...تو با این جاده هم دستی...تظاهر کن ازم دوری...تظاهر می کنم هستی...
سحـــر خاتـــون
لالایی کن مرغک من...دنیا فسانه است...
سحـــر خاتـــون
ازت دورم...خیلی دور... تا حالا به این فکر کردی فاصله خودت باخودت چقدره؟ یعنی اون چیزی که باور داری با اون چیزی که میگی؟ یا اون چیزی که هستی با اون چیزی که قبول داری...چقدر دوری از خودت؟؟؟چقدر؟؟؟؟ چیه ؟! هنوز داری به فاصله ها فکر میکنی؟؟؟ ... اصلا ولش کن!برگردیم به فاصله ی خودمو خودت... به جدایی دستامون... به هر چی که بین نگاهامون فاصله انداخت... ازت دورم...خیلی دور... با این همه فاصله بازم میگی دوست دارم؟؟؟ چرا تعجب میکنی؟؟ اول خودت شروع کردی" یادت نیست؟؟؟ فاصله های کیلومتری... ازت دورم...خیلی دور... ولی باز از این فاصله ی دور دوستت دارم.
سحـــر خاتـــون
آرزوي قشنگي ست ؛ داشتن رد پاي تو كناره رد پاي من ؛ بر دشت سپيد پوشيده شده از برف ؛ هنوز اما نه برف آمده و نه تو ...