سحـــر خاتـــون
عشق یعنی موسیقی اسم تو ساده اما تا ابد شنیدنی یعنی تو که بی بهانه ، بی دلیل بهترین دلیل عاشق شدنی . . .
سحـــر خاتـــون
میخواهم برایــت تنهـایی را معنــی کنم در ساحل کنار دریا ایستاده ای هوای سرد،صدای مــوج،انتــــظار انتظار انتظـار، به خودت می آیی،یادت می آید دیگر نه کســی است که از پشت بغلت کند،نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدای که قشنــگ تر از صدای دریــــا باشد ... اسم این تنهــایی است
سحـــر خاتـــون
همیشـه از آمدنه "نـــه "بر سر کلمات مـی ترسیـدَم ! نـــه داشتنه تو... نـــه بودنه تو ... نـــه ماندنه تو ... ... ... کاش اینبـار حداقل دله واژه برایــم می سوختـــ و خبــری مـی داد از نـــه رفتنه تـــو
سحـــر خاتـــون
امرووووز و یه حال دیگه ای داشتم!!!خیییلی متفاوت...
سحـــر خاتـــون
قصــــــــه ها چه کوتاه می شوند
وقتـــــے که هر روز با "آمــــــد "شروع مے شود
و هر شـــــب با" رفــــــت" تمام مے شود
چه فعل ســــــاده ایست "آمــــــد"
و چه شعر حزینـــــے "رفـــــــت"
سحـــر خاتـــون
من عاشق نیستم ! فقط گاهی حرف تو که می شود دلم ... ... مثل اینکه تب کند گرم و سرد می شود توی سینه ام چنگ می زند آب می شود تنگ می شود اما من عاشق نیستم ...
سحـــر خاتـــون
می گویند ساده ام...! .. می گویند تو مرا با یک جمله، یک لبخند، به بازی میگیری... .. میگویند ... .. ترفندهایت، شیطنت هایت و دروغ هایت را نمی فهمم .. اما من فقط دوستت دارم... .. همین .. و آنها این را نمیفهمند.....!
سحـــر خاتـــون
برای باقی زندگیم .. کلماتی هستند که آن ها را باید روی ورق بیارم ... قدر تمام نا نوشته های این دنیا حرف دارم ... اما می ترسم ، می ترسم آن حرف ها خلاصه شوند روی تکه سنگی و من زیرش به خواب عمیقی فرو روم ...
سحـــر خاتـــون
تقصیر من و تو نیست ، مقصر پاییز است و غروب هایش ، که تنهاییت را، دل تنگیت را، غصه هایت را، با تمام قدرت توی سرت می کوبد ... پس ، پیاده ، تنها روی برگ های زرد راه برو و زیر قدم هایت خوردشان کن ، انتقامت را از پاییز بگیر ..!
سحـــر خاتـــون
یادت باشد شانه هایت فقط مسوولیت نگه داشتن سر خودت روی بدنت را ندارند.........
سحـــر خاتـــون
زائری بارانیم آقابدادم میرسی ؟بی پناهم خسته ام تنها بدادم میرسی ؟گرچه آهونیستم اماپراز دلتنگیم :ضامن چشمان آهوهابدادم میرسی؟من دخیل التماسم :هشتمین دردانه زهرا بدادم میرسی ؟.........یاورهمیشگی تولدت مبارک
سحـــر خاتـــون
عکاس براي گرفتن عکس آماده بود که زن رو به مرد کرد و گفت: آيا پيش از من عشق ديگري داشته اي، مرد پاسخ داد به اندازه ي دندانهايم! زن تنگ در آغوشش کشيد و بوسيد، عکاس گفت...لطفا لبخند..و صورت هاي به هم فشرده خندانشان را ثبت کرد. لثه صورتي و بدون دندان مرد از ميان لبخند پر رنگش، پيدا بود!!
سحـــر خاتـــون
ما در خواب همديگر را ديديم ما خواب هاي همديگر را ديديم يکي از ما وجود ندارد يا تو ... يا من و اين بيداري کاملاً مشکوک است بيا به خواب هايمان برگرديم به سرزمين ماه و قصه.