سحـــر خاتـــون
تو به احساست بیاموز نفس نکشد.....هوای دلها آلوده است......................اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است
سحـــر خاتـــون
بودن ها هم بودن هاي قديم! نه اينترنت بود، نه تلفن... فقط نگاه بود، روبرو، چشم در چشم... به همين خلوص، به همين کيفيت، به همين سادگـــــــــي
سحـــر خاتـــون
كاش خودم را جایی جا بگذارم و برگردم و ببینم كه نیستم!
سحـــر خاتـــون
میبینی مرا رفیق ؟ شناختی ؟ ... عوض شدم مگه نه ؟ موهام سفید داره میشه ... اما سنم چیز دیگه میگه ... ... صورتم بی روح شده ... شبیه عکسام نیست دیگه ... یادته میگوفتی خنده هامو دوست داری ؟ ... دیگه یادم نیست مگه من چطور میخندیدم ؟ ... راستی شنیده بودم جوانی همش شور و هیجانه ... خنده های از ته دل ...من جوانی رو رد کردم ؟ ... یادم نیست ..
سحـــر خاتـــون
حکایت باران بی امانی است ... اینگونه که من دوستت دارم !
سحـــر خاتـــون
آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم و تو فال قهوه بگیری ! وقتی ... آخر همه ی شعرهای من، ... تــو می آیی و تــهِ همه ی فنجان های تو ... من میـــروم!
سحـــر خاتـــون
منم دلتنگ رویت / دلم آید به سویت / چه کردی با دل من / که کرده آرزویت .........
سحـــر خاتـــون
فکر تخریب من نباش! به آخر که رسیدی دست تکان بده خودم فرو می ریزم...........!