سحـــر خاتـــون
چه لحظه دردآوريه، اون لحظه که میپرسه: خوبی؟ بغض تو گلوت میپیچه 5 خط تایپ میكني، ولی به جای enter همه رو پاک ميكني و مينويسي: ... خوبم مرسی تو خوبی؟!!
سحـــر خاتـــون
آدما دو بار ميميرن : یكي وقتي اجل مياد سراغشون .... دوم وقتي كه تنها تكيه گاهشون ؛ پشتشون رو خالي ميكنه ... !!!
سحـــر خاتـــون
خستـــــ ـه شدم!! روزگـــــــار خستــــه ام کردی!! چقـــدر با تــــــ ـو راه بیایم!! کمـــــــی هم تــــو با من همراه باش!!
سحـــر خاتـــون
مرز دلتنگی فقط یک خط است...باور کن! چرخی بزن...کودکی ها را زمزمه کن...لی لی از روی خطها بگذر...آن طرف تر آغوشی به انتظار ایستاده است....
سحـــر خاتـــون
بهش بگی دوسش داری پرو میشه میره ! بهش بگی ازش بدت میاد نا امید میشه و میره ! محبت کنی خوشی میزنه زیر دلش و میره ! محبت نکنی از یکی دیگه محبت میگیره و میره ! خلاصه میره … خودتو خسته نکن!!!
سحـــر خاتـــون
خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی اش ، بر لبانم سنگینی می کند ... به خاک می افتم در مقابلت فکر می کنی چیز دیگری هم برای باختن دارم هنوز ؟
سحـــر خاتـــون
امروز یکی بهم گفت فراموشت کنم خندم گرفت... اما گریه کردم! ... فهمیدم نمی دونه چه غمه بزرگی تو دلمه ندیده بود قلبم شکسته منو ندیده بود گل عشقی رو که هر روز با گریه هام سیرابش میکنم هنوز هم پژمرده نشده هیچی نگفتم ولی چشمام همه چی رو گفته بودن... میتونی از چشمام بخونی چقدر دوستت دارم؟؟؟...
سحـــر خاتـــون
من چشم ميذارم توبرو گم شو!!!
سحـــر خاتـــون
بـرف ببـارد یـا بـاران!!! بـرای بـاور زمستـان ؛ همیـن جـای نبـودنـت کـافـی سـت ...
سحـــر خاتـــون
چه کسی می گوید که من هیچ ندارم . . . ؟ ! من چیـــــــزهای با ارزشی دارم . . . ! حنجره ای برای بغـــــــض . . . ! ... چشمانی برای گریه . . . ! لب هایی برای سکـــــــــــوت . . . ! دست هایی برای خـــــــــــــالی ماندن . . . ! پاهایی برای نرفتـــــــن . . . ! شب هایی بـــــــــی ستاره . . . ! پنجره ای به سوی کوچه بن بست . . . ! وجودی بی پاسخ. . . . ! و . . . . . .
سحـــر خاتـــون
قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن ؛ که بقیه فکر کنن متاهل هستن ، و کسی مزاحمشون نشه .... امروز اونایی که ازدواج کردن ؛ قایم میکنن که موارد جدید رو از دست ندن ...