سحـــر خاتـــون
شادی را هدیه کن ... حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند ... عشق بورز ... به آنها که دلت را شکستند ... دعا کن... برای آنها که نفرینت کردند ... باران باش .... نپرس کاسه های خالی از آن کیست... بهار شو و بخند ... که هنوز خدا با ماست ....
سحـــر خاتـــون
امشب که آسمون به رنگ موهات سیاهِ سیاهِ .... امشب که ستارها برقشون مثل برق چشماته .... امشب که ابرا به نرمی شونه هاته .... امشب که ماه به درخشانی یه صورتته .... امشب که صدای جیرجیرکا به دلنشینی یه صداته .... امشب که هوا به گرمی دستاته .... و امشب که فرشته ها به مهربونی قلبتن .... آره ...... امشب من به یادتم .........
سحـــر خاتـــون
میدانی بهترین روز زندگی ام کی میتواند باشد ؟ روزی که تو در میان ناباوری هایم می آیی ... و دستم را میگیری ... و آرام زمزمه میکنی ... : دوستت دارم ... ... و خواهی گفت ... که برای همیشه آمده ای ... آمده ای تا بمانی ...
سحـــر خاتـــون
نیستیم .... به دنیا می آییم ، عکس یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس دو نفره می گیریم ! ... پیر می شویم ، عکس یک نفره می گیریم ... و بعد دوباره باز نیستیم ... "حسين پناهي"
سحـــر خاتـــون
حافظ غزل گفت ؛ مولانا مثنوی ؛ نیما نو !! من هم کوتاه ... ... هرچه گفتیم دروغ بود ؛ ما عاشق بوده ایم نه شاعر ...!
سحـــر خاتـــون
خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی
سحـــر خاتـــون
تو سناریوی بی سر و ته زندگی یکی به من بگه دقیقا نقشم چیه؟؟؟...
سحـــر خاتـــون
بزن ، این عشق پنهانی نشاید در نهان گفتن بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن ...........
سحـــر خاتـــون
دل بَـــســـتــــم . . . گـــفتـــنــد میـــســـوزانـــدَت آتـــش جـــهــنـــم ! امـــا نفـــهمــیدنــد کــه مــن خــواهـــم سوخــت قبــل از آتــش جهــنــم در آتــش عـشــقـــــت . . .