سحـــر خاتـــون
می خوام از خوابی که لحظش یه ساله ...برای دیدن روی تو پا شم ...
سحـــر خاتـــون
نذار باور کنم تنهای تنهام ...نمی خوام با کسی غیر از تو باشم...
سحـــر خاتـــون
با من بگو وقتی که من درگیره ایثار توام وقتی که آزادم ولی بازم گرفتارِ توام بازم گرفتارِ توام ...
سحـــر خاتـــون
محکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم ، آنچه را که اسمش را غــرور گذاشته ام برایت بــه زمیـــن بکوبــم .... احـساس من قیمتی داشت ؛ که تو برای پرداخت آن فقیــــر بودی ...
سحـــر خاتـــون
حتی وقتی که از کسی که قبلا دوسِش داشتی ، متنفر شدی ، با مشکل قابل حلی طرفی . . . ولی وقتی همزمان هم از کسی متنفر باشی و هم عاشقش . . . دیگه کاری از دست هیچکس برنمیاد ......
سحـــر خاتـــون
دیشب اولین باری نبود که لبانم را میبوسید . . . . ... ... . . . . . . . . . . . . اشکم رو میگم
سحـــر خاتـــون
من به این مهر سکوت ؛ من به این تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی ذهن خودم معترضم که چرا ........... شوق آغاز مرا و منی چون من را ز خودم دزدیدند به کجا بر گردم ؟ حق برگشتن را زتنم دزدیدند
سحـــر خاتـــون
دیروز رفته بودم کتاب فروشی که یکدفعه یه کتاب صورتی رنگ توجهمو جلب کرد.
اسمش “عشق” بود. بازش کردم دیدم نوشته: بخش نخست: صداقت..
سحـــر خاتـــون
من خیلی نامردم، واسه منی که خاطره هاش رو باد برده واسه منی که روزگارشو به خواب سپرده ... واسه منی که در یاد همه مرده واسه شبگردی که هوای دلتنگی خورده واسه من که روزهای رفته ی تورو شمرده واسه آنکه جز خوبی از تو نخونده