سحـــر خاتـــون
شبی با خیال تو هم خونه شد دل/ نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل/ نبودی ندیدی پریشونیامو /فقط باد و بارون شنیدن صدامو /غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد ... ... ... دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد/ نه مرد قلندر نه آتش پرستم /فقط با خیالت شبا مست مستم الهی سحر پشت کوها بمیره /خدا این شبا رو از عاشق نگیره...
سحـــر خاتـــون
من چتر ندارم دوست هم ندارم چتر داشته باشم آسمان که بارانی تر از هوای دلم نمی شود بگذار بشوید این دلتنگی های کهنه را....
سحـــر خاتـــون
خدایا ، ناراحت نمیشی که یه موقع ها خیلی باهات خودمونی حرف می زنم ؟؟
سحـــر خاتـــون
قاصدك رسيد، خبري از تو نداشت . پرپرش كردم تا درس عبرتي باشد براي قاصدك فردا !
سحـــر خاتـــون
دست من خالیست اما دلم تا دلت بخواهد از تو ، پُر است
سحـــر خاتـــون
نفس میکشم که به جای مرده ها خاکم نکنند...
اینگونه است حال من ....
حالم را نپرس...
سحـــر خاتـــون
به خودم میگفتم: بخوام از تو بگذرم من با یادت چه کنم!!! تو رو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم!!! ... حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو با این دل خونه خرابم چه کنم؟؟؟
سحـــر خاتـــون
گذشتن از تو کار من نیست!!!
سحـــر خاتـــون
من از تو در گریز و تو...چرا همیشه با منی؟؟...
سحـــر خاتـــون
مراقب باش که با خودت غریبه نشی که بیگانه شدن با خودت جای روحت را تنگ می کنه... د...ر تک تک گامهات... در یکایک افکارت ... در جزء جزء رفتارت... به زیرپات نگاه کن که روحت را بی خبر زیر کفشهات جا نگذاری ...
سحـــر خاتـــون
دلـم واسـه هـیـچـی ِ هـیـچـی تـنـگ نـشـده . . . ! فـقـط . . . بـرای اون گـوشـه دنـج ، آغـوشـت ،واسه آرامـشـم . . . تـنـگ شـده . . . بـدجـور !!!!
سحـــر خاتـــون
گفت :چند سال داری؟
گفتم :روزهای تکراری زندگیم را خط بزنی
کودکی چند ساله ام.
سحـــر خاتـــون
چقـدر محکـم احساس ِ دوست داشتن را مشت کرده ای خود ِ تو هم باور نداری که این مشت خالی ست . . باز کن مشتت را قول می دهم با هم تعجب کنیم !!!
من خوبم .. اما تو باور نکن ...
14 سال و 11 ماه و 25 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلاوهوم

14 سال و 11 ماه و 25 روز و 1 ساعت و 34 دقيقه قبل