سحـــر خاتـــون
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره/ لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره/ چشای همیشه گریون اخه شستن نداره/ تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره...
سحـــر خاتـــون
دلم یک نقطۀ سیاه می خواهد برای گذاشتن آخر تمام این روزهای سیاه .... و بروم سرخط یک روز قشنگ ... !!!
سحـــر خاتـــون
زندگي را بخاطر زنده بودن نميخواستم... بخاطر تو ميخواستم!
سحـــر خاتـــون
وای از اون موقعی که بارون میزنه....
سحـــر خاتـــون
مگه میشه پاییز بیاد و آدم هوایی نشه؟؟؟...
سحـــر خاتـــون
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯼ ﺳﺮﻭﺩ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﻧﮕﯿﺰ... ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯼ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣﺤﻨﺖ ﺑﺎﺭ ...ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯼ ﺗﺒﺴﻢ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ...ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﻓﺴﻮﻧﮑﺎﺭ ..."ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ
سحـــر خاتـــون
تو بودی هم ، دلگیر بود !عصرهای جمعه... حالا خودت تصور کن امروز غروب مرا ...
سحـــر خاتـــون
بالا که می روی ، با آدم ها مهربان باش ... چون هنگام سقوط از کنار همین آدم ها رد خواهی شد
سحـــر خاتـــون
بوی پاییز می آید! بوی دلتنگی های بیشتر... بوی تو، بوی من؛ بوی عشق... ... ... مستی های پنهان! بوی باران؛ بوی خواستن و نتوانستن بوی آرزو، بوی تنهایی، بوی عشق...
سحـــر خاتـــون
یاد نگرفتیم توی حال زندگی کنیم.......... توی تابستون دنبال برفیم، تو پاییز دنبال بهار.....
سحـــر خاتـــون
فرق است بین آنکه با زبان و دست و کیبورد و پست وبلاگش، عاشق است با آنکه با دلش عاشق است .
سحـــر خاتـــون
هر بار به این قصد می آیم که : تمامش می کنم ... هر بار مصمم تر از همیشه می آیم ... و هربار در بازگشت ، گامهایم لرزان تر از بار قبل است . کدام جادوی نهفته در چشمانت، دست و پای دلم را می بندد ؟!
سحـــر خاتـــون
خودت باش، هر کی هم خوشش نیومد، نیومد که نیومد...