سحـــر خاتـــون
تمام حرف دلم این است
من عشق را با نام تو آغاز کرده ام
هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا...
سحـــر خاتـــون
آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود
سحـــر خاتـــون
یکی دو قدم دیگه که برداری می رسی به انتهای رابطه ! حالا هی هول بزن برای رسیدن ! اونجا اشک خیرات می کنن و حسرت ! خبری نیست ! ندو
سحـــر خاتـــون
تو که دستت با نوشتن آشناست ....دلت از جنس دل خسته ی ماست
دل ما رو بنویس
سحـــر خاتـــون
به سلامتیه اونایی که خودشون رفتن ولی یادشون هیچ وقت نرفت . . .
سحـــر خاتـــون
راهی ندارد جز ...سقوط...برگ پاییزی...وقتی می داند ......درخت عشق برگ تازه ای را در دل دارد
سحـــر خاتـــون
این دفعه نوبت توست ... قبول دارم که درد داره ...ولی یه کم عاشقی واست لازمه ... دلم من دیگه نمیکشه
سحـــر خاتـــون
دیگر قاصدک ها به دست ما نمی رسند چون شرم دارند پیغام یک نفر رابه چند مقصد ببرند
سحـــر خاتـــون
چه سخته مال هم باشیم و بی هم...میبینم میری و میبینی میرم...
سحـــر خاتـــون
چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شم.......
تنـــم نلــرزد.....
بغضــم نگیــرد.......
سحـــر خاتـــون
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم ، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم . موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم ، موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم منو نخواستی و گفتی کسی دیگه رو میخوام .....
سحـــر خاتـــون
وقتی بتونی واسه بقیه خورشید باشی یعنی همون قدر در خشانی .... خورشید باش وبتاب، بدون توقع بتاب....
سحـــر خاتـــون
گم شده ام در سکوتی سرد... خشکیده چشمه شعر هایم... حس غریبی دارم... تلخی جدایی ها... جدال دل و هجمه نومیدی... سنگینی حجم خاطرات... بی رونقی لحظه ها... انتظار چشم های نگران در جاده های بی نشانی... حسرت خواب بی حزن... هجوم درد... ... بیا و بجوشان چشمه خشکیده را... بیا و نزدیک کن فاصله ها را.... بیا و سبز کن جاده را... بیا و بازار طراوت لحظه ها باش... سوگند به عشقت... تاب شکستن ندارم....