سحـــر خاتـــون
می خواهم بروم ..
بارم را هم بسته ام ..
به کجایش را نمی دانم .. نپرس !
می خواهم بروم تا آدم ها برایم جدید شوند ..
آدم هایی که با دیدنشان یاد خاطرات شیرین گذشته ام نیفتم ..
خاطرات شیرینی که امروز تلخ تر از هر تلخی است !
سحـــر خاتـــون
ای کاش فشار … غصه … غم … درد واحد و عدد داشت ... کاش قابل قیاس و اندازه گیری بود آن وقت شاید روزگار با تمام بی رحمی اش می فهمید بر سر یک نفر چقدر آوار می ریزد
سحـــر خاتـــون
این روزها دلم برای عشقی دلتنگ است
که همه روزهایم را بر باد داد
این ساعتها چقدر کند می گذرد
پس چرا زمان با تو بودن آنقدر زود گذشت ...
سحـــر خاتـــون
برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست ..
کنار تو درگیره آرامشم ..
همین از تمام جهان کافیه ..
همین که کنارت نفس می کشم ..
...برام هیچ حسی ، شبیه تو نیست ..
تو پایان هر جست و جوی منی ..
تماشای تو عین آرامشه ..
تو زیبا ترین ، آرزوی منی .. !
احسان خواجه امیری - نابرده رنج
سحـــر خاتـــون
اشتباه از من بود
پر رنگ نوشته بودمت
به سختی پاک میشوی
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم
نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ، فقط احمقانه سکوت می کنیم
سحـــر خاتـــون
وقتی کسی نیست که به دادت برسه
پس داد نزن،
سکوت کن.
...
شاید از سکوتت همه بفهمن که چقدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده
فریاد دردتو دوا نمی کنه
اما سکوت
شاید نتونه دردتو از بین ببره
اما می تونه خیلی راحت تورو از این دنیای مسخره نجات بده.
سحـــر خاتـــون
نميــــــدانمـــ تعبيـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ يستـــ ــ ـ ... يا انتــــــظار ؟!
سحـــر خاتـــون
اين لحظه هاي پر شور...اين لحظه هاي ناب....اين لحظه هاي با تو نشستن ، سرودني ست...........
سحـــر خاتـــون
توي كه ميبيني و حس ميكني سخت شده روزگارت ، چرا زهر ميكني روزگار ديگري
توي كه خوشحالي از خوشبختي ، چرا از كسي سراغي نميگيري
اين شده كه همه تنهاييم ، تقسيمي اگر هست بايد فرقي نباشه
سحـــر خاتـــون
این روز ها دل گرمی می خوام .......
وگر نه . چیزی که زیاد هست . سرگرمی......
سحـــر خاتـــون
ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای،،،،
من خودم هم عاشق بودم؛
دردت را درک می کردم،،،
سحـــر خاتـــون
بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورد ، دستهای تو که باشد ملال نیست، با نگاه تو گره از همه چیز باز میشود حتی از دل گرفته ی من... فقط مرا از خودت باز نکن...
سحـــر خاتـــون
چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد توی دستای تو باید... به سیگارم حسادت کرد!