سحـــر خاتـــون
صبر کن...از این گذر رد میشوی اندکی صبر کن...شاید چشم انتظاری که سالها امید آمدنت را دارد ...به دیدارت دوباره زنده شود...از این حوالی که رد میشوی فقط اندکی صبر کن
سحـــر خاتـــون
تو می روی و من پشت سرت مه می پاشم بگذار جاده ها مه آلود باشند در مه گرگ ها خوب سفر می کنند... خوب شکار می کنند...
سحـــر خاتـــون
دیوانه ای راگفتند:چه خواهی ازخدای خویش ؟ گفت:عقل سالم خواهم تابرای عشقم دوباره دیوانه شوم . .
سحـــر خاتـــون
حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت من میخواستم مالک دلش باشم امـــا او فقط یک مستـاجر میخواست !!!
سحـــر خاتـــون
روحم فرتوت شد
قلبم به خون نشست
ذهنم ترک خورد
بغضم شکست
وقتی سازم با همه نا هماهنگ است
.........و آوازم بد آهنگ است
باید رفت و در تنهایی
از همه گسست
.
.
سحـــر خاتـــون
بی حوصلهام ... من هم دلم میخواهد با يکی حرف بزنم ... اما کسی نيست ... صدای آهم شنيده میشود هنوز؟
سحـــر خاتـــون
خدا رو دوست دام... بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمیگه، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه منو برای خودم می خواد، نه خودش خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت داره حرف هامو بشنوه خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افته خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می تونم از یكی دیگر پیشش گله كنم،،،
سحـــر خاتـــون
جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم !
تو به فراغت.. من به فراقت !
یک حرف تفاوت که مهم نیست !!
هست ؟
سحـــر خاتـــون
قبل از اینکه به کسی بگی : " دوستت دارم ..." خوب فکراتو بکن... چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی... که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه .
سحـــر خاتـــون
آهسته گفت : خدا نگهدارت
در را بست و رفت ...
آدمها.............
مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند
و می روند............!
سحـــر خاتـــون
آنقدر ها هم که میگویند دروغ بد نیست !!
باز هم بگو دوستت دارم !!
حتی به دروغ !
سحـــر خاتـــون
روزگارم خوش نیست !
نفسی هست ولی اجباریست !
هم قفس با دل خویشم و دلم بارانیست !
...
راستی !
قیمت یک دل خوش ! چه تورم دارد ! دل خوش سیری چند !؟
سحـــر خاتـــون
دلم میخواهد فریاد بزنم بگویم: من مترسکه خاطرات تو نیستم! درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید من دیوانه نیستم راستی!گفته بودم؟ من دیوانه نیستم...