سحـــر خاتـــون
تنها دلخوشیم همون "میم" مالکیتیه که آخر اسمم اضافه شده...تنـــــها دلخوشیم...
سحـــر خاتـــون
خواستن تو یه ستاره ست...پشت این ابرای سنگین...
سحـــر خاتـــون
به سلامتی روزی که...منو تو در آغوش هم به این روزهای جدایی بخندیم...
سحـــر خاتـــون
گاهی يک خداحافظی , آنقدر تلخ است که شيرينی صدها سلام هم تلخی آن را از خاطرت نخواهد زدود
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه : برو ! همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره...همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی...همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه!!!همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه...و همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه ...پس برو...
سحـــر خاتـــون
این روزها کارم این شده که زل بزنم به آینه و ... به دنبال برق گمشده چشمهایم باشم... کجا گم اش کرده ام؟
سحـــر خاتـــون
گاهی که حواسم پرت می شه...غم دلم رو پر می کنه... و اون وقت به تو فکر می کنم .. باید شرمنده باشم نه ؟ اینکه تنها در غم هایم حضور داری نه در شادی هایم ... سعی کردند فراموشت کنم .. سعی کردم فراموشت کنم ... تو را که نیمی از وجودم از توست .. نمی خواهم بیشتر از این فکر کنم ... من همان ماهی قرمزم ... چه می گفتم ... ؟ ؟؟