سحـــر خاتـــون
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده**
سحـــر خاتـــون
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم...منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم...منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم...اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم...
سحـــر خاتـــون
حتــــی....کفش هم اگر تنگ باشد . . . زخــــم مـی کند...وای به حال وقتی که....دل تنــــــگ بــاشــد . . .
سحـــر خاتـــون
دلم به بهانه ی همیشگى گریست.بگذار بگرید و بداند که هرآنچه خواست همیشه نیست.
سحـــر خاتـــون
سعی کن اگه از کس دیگری شکست عشقی خوردی ، از من انتقامش رو نگیری ...
سحـــر خاتـــون
یکی بود یکی نبود...اونی که نبود ، با " یکی " دیگه بود ! اون " یکی " هم تنها موند با یه سری خاطره...
سحـــر خاتـــون
شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن
سحـــر خاتـــون
یک شب هوای گریه...یک شب هوای فریاد...امشب دلم هوای تو را کرده استــــــ...
سحـــر خاتـــون
خیلی مواظب باش گلم...کوچیکترین اشتباهت بعدها میشه یه پتک بزرگ که هرچندوقت یه بار محکم میخوره توو سرت...
سحـــر خاتـــون
چیزی برای گفتن نیست, یعنی هست و توان نوشتن نیست . . . گاهی فقط یک آه برای همه چیز کا[!]ت . . . صوتی که از تنگنای حنجره ات, آنجا که کلام و قلم به گل نشسته, فریادت میشود . . . فقط تو را امشب مهمان همین آه میکنم.
سحـــر خاتـــون
تلخ ترین حرف : دوستت دارم اما .... شیرین ترین حرف : اما دوستت دارم ... !!!
سحـــر خاتـــون
و باید بر کتیبه " تـو " درد دلــــهـایــمـ را بنویـــسم تا " او " بـــخواند این استـــــ فاجــعه زنــدگی! " تـــــو " " او " و . . . . . به دنبال چه هستـــی؟! دیگر " مــَــــ ـنــ "ــی باقـــی نـــمانده !!!!!

14 سال و 4 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبلناهید جونم
14 سال و 4 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبلعزیزمی سحر جونی
14 سال و 4 ماه و 20 روز و 22 ساعت و 7 دقيقه قبل