سحـــر خاتـــون
میان این همه فرض های به درد نخور دنیا، فرض کن تو هنوز دوستم داری ... و یکی از همین پنجشنبه ها دلت برایم تنگ می شود .. فرض کن هیچ وقت نرفته ای، و تمام این ساعت ها که نبودی شوخی کرده ای فرض کن دنیا هنوز به آدم های خیال پرداز وفادار است !!! و تو میان چند میلیارد احتمال موجود همین پنج شنبه دلت برای من تنگ می شود ..
سحـــر خاتـــون
غیر قابل تحمله بودن اونی که حوصلشو نداری . نبودن اونی که دنیاته!
سحـــر خاتـــون
نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. با دوست داشتن زیادم، با هِی ببینمت هایَم، با همیشه ببخش ها و همیشه دلَم برای تو تنگ شُده هایَم.. نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. وقتی که با شانه هایِ بالا گرفته از تو می گفتم.. وقتی که نام تو را بلند می خواندم وقتی که همیشه، هر جا، تو را به نام کوچَکت صدا می کردم.. نمی خواستم ناراحتت کنم اما، انگار کردم.. وقتی که آن همه تو را خواب دیدم.. نمی خواستم اما..
سحـــر خاتـــون
دوباره دیدن تو...واسم شده یه آرزو...
سحـــر خاتـــون
اي كاش عشق را، زبان سخن بود.
سحـــر خاتـــون
کابوس رفتنت بگو...از لحظه های من بره...چیزی بگو...اما نگو قصه ما به سررسید...
سحـــر خاتـــون
به سلامتی اونهایی که تو زندگی نمیشه هیچ جایگزینی براشون پیدا کرد....
سحـــر خاتـــون
توی هر قسمت اززندگی سوزنت روی یه آهنگ گیر میکنه و باهاش کلی خاطره داری...هر آهنگی که گوش میدی توو دلت میگی: واااای اینو اون موقع با فلانی تو فلان خیابون یا توو اون مهمونی و غیره شنیدم یادش بخیر...خلاصه یه آلبوم آهنگ میتونه دفتر خاطراتی باشه برای خودش... همین الانم هنوز هیچی اتفاق نیفتاده یه آهنگ خودش پیشدستی کرده و داره خاطره ساز میشه... ناخودآگاه وقتی میشنومش نمیدونم چرا یه اشخاص خاصی میان جلوی چشمام!هنوز یه روز نگذشتـــــــــــــه!!!
سحـــر خاتـــون
ابتدا ، " شما " بودم ! بعد ، " عزيز دلت " شدم ! و امروز دوباره " شما " شده ام ! درست مثل وقتی که خواب می بينی و صبح ، باز می گردی سر جای اولت ! ! !
سحـــر خاتـــون
از چیزی که داره سرم میاد همیشه میترسیدم...فراموش شدن فراموش کردن میاره!!!
سحـــر خاتـــون
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم...
سحـــر خاتـــون
دلم بارون میخواد...دلم رانندگی با سرعت زیاد نصف شبی تو اتوبان میخواد...دلم صدای بلند موزیک و تنهایی میخواد...دلم شمال و دریا میخواد...شاید با اینا بتونم یه شب از فکرت بیرون بیام!
سحـــر خاتـــون
ساعتها زیر دوش به کاشي های حمام خیره می شوی،غذایت را سرد می خوری،ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد! تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیستي
سحـــر خاتـــون
میخواهم فراموش کنم فراموش شدنم را...اگر بگذارند!!!