کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
یه روزی این شعرارو واسش خطاب میزدم ،خصوصی میفرستادم اون روزا ... چه ضربانی داشت قلبم چه هیجان مسخره ای بود چه توهماتی چه نقشه هایی ..هر شعر قشنگی منو به اون روزا میبره با هم بریم به توهم ... (وقتی میخندی تناسب لبانت با گونه هایت نمیدانم به هم میاد یانه تنگ شدن چشمانت به ابروهایت میاد یانه من هیچ نمیدانم هیچ فقط بخند که روزگارم میزان میشود. همین....)
کوه یخ
اينكه اطلاعات آقايون از سوتين بيشتر از خانماست دليلش اينه كه: خانما با يكي دو مدل كه راحتن تا آخر پيش ميرن و هميشه همون مدل ... آقايون نه كه با خيلـــــــــــــــــــــــــي ها راحتـــــــــــــــــــن، انواع و اقسام رو آشنايي كامل دارن
کوه یخ
کم آوردم . . . . ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ باید بیشتر میاوردم !!!!!! ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ↓ ( دکتر شریعتی در حال تخمه خوردن در استادیوم آزادی)
کوه یخ
زندگیمون شبیه طاعونه هر دوتامون دچار واگیریم ما به تقدیر هم گره خوردیم هر دوتامون یه جور می میریم از سکوت غریب این خونه از صدای نوار می ترسیم هر دومون روی ریل خوابیدیم هر دومون از قطار می ترسیم شب به شب زیر سقف این خونه هر دو از هم جُذام می گیریم از کسایی که عشقمون بودن روی هم انتقام می گیریم هر دومون عاشق کسی بودیم هر دومون دل به هم نمی بندیم مار خوردیم بلکه افعی شیم نیشمون بازه و نمی خندیم بین ما زندگی ترک خورده هر دوتامون دچار طاعونیم درو محکم ببند راهی نیست باید این خونه رو بسوزونیم روزبه بمانی
کوه یخ
از این بیراهه ی تردید از این بن بست می ترسم من از حسی که بین ما هنوزم هست می ترسم ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم نگو باید برید از عشق نه می تونی نه می تونم نه می تونیم برگردیم نه رد شیم از تو این بن بست منم می دونم این احساس نباید باشه اما هست دارم می ترسم از خوابی که شاید هر دومون دیدیم از این که هر دومون با هم خلاف کعبه چرخیدیم واسه کندن از این برزخ گریزی غیرِ دنیا نیست نمی دونم ولی شاید بهشت اندازه ی ما نیست روزبه بمانی
کوه یخ
دلم رابطه ای میخواهد کــه:.. اگـــه ۵ دقیقه زنــــگ نزدم اس ام اس ندادم اس ام اس بده بگه سرت کجا گـــــــرمه!
کوه یخ
گوشه ای از درد دل یه خانوم همشهری مشهدی(دیدگاه)
کوه یخ
این چه وضعشه! پسر باید دوسال بره سربازی تا مرد بشه ولی دختر نیم ساعت میره خونه دوست پسرش زن میشه! . . . . . . . . . . . . . . . . دکتر شریعتی درحال گرفتن کارت پایان خدمت
کوه یخ
اعتراف ميکنم که يه بار سه تا سگ دنبالم کردن, وقتي ديدم سرعتشون از من بيشتره و دير يا زود بهم ميرسن برگشتم دويدم سمتشون، اون سه تا هم هنگ کردن! ترمز زدن با نيم متر خط ترمز! بعد سه تايي شروع کردن به فرار کردن! احتمالا پيش خودشون گفتن اين ديگه چه خريه!!! بعد از اين واقعه تا مدتها احساس ابهت ميکردم..