کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
به داستان واقعی از قول یکی از دوستان که از اون میتونیم به دلیل ترشیده شدن دخترا پی برد : یه دوست دختر داشتم لکنت زبون داشت،خدایی روزی نیم ساعت باهاش تمرین میکردم خوب بشه،خوب شد.رفت با یکی دیگه دوست شد.تا یه ماه لکنت زبون گرفتم
کوه یخ
به نسل های بعد بگویید که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز نسل ما خود پیاز بود که هر که ما را دید گریه کرد
کوه یخ
به تعدادی راننده تاکسی جهت تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه در شبکه خبر نیازمندیم!! مملکته داریم؟
کوه یخ
نگاهی به گوشه ای میخکوب؛اندیشه ای غرق در اعماق دوررنج ها؛دلی سرشار درد؛لبخندی بیزار چشمانی بی اعتنا به هر چه وهر که هست ومی توان دید وروحی تلخ وگرفتار وچهره ای همواره در پس سایه ی اندوه واندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند .در این دنیا هیچ فریبی هم مرا نمی گرفت ؛دروغی هم مرا نمی فریفت.گل ها همه کاغذین ورنگ ها همه دروغین وروح ها همه چرکین وچهره ها همه بیگانه بود .هستی هیچ چیز نداشت که مرا به خود مشغول دارد ... گفتگوهای تنهایی ؛دکتر شریعتی
کوه یخ
تحقیقات نشان میدهد که: استفاده واژه "پر رو" از طرف دختران؛ به معنای "آخ جون "میباشد...
کوه یخ
به طرف میگن برو خبر مرگ مرد همسایرو به بچه اش بده، یارو میره به بچه میگه بابات خونس؟ میگه نه شب میاد میگه بشین تا بیاد.
کوه یخ
پشته یه وانته نوشته بود : خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت باش
کوه یخ
تـــــو رفتـــــه ای امـــــا بـــــاد ول كن مـــــآجرا نیستــــ .. مـــی آورد مـــی بـــرد به احتمـــــال زیـــــاد آخـــــر ســـــر , همینـــ " عطـــــرت " هلاكـــم میکنـــﮧ
کوه یخ
با تمام چایها حتا با تمام خوابها، خستگیام به در نمیشود که نمیشود که نمیشود