کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
خداوند به جبرئیل فرمود:”به کهکشان برو و مشتی خاک بر گیر و بیا؛میخواهم آدم رابیافرینم.”جبرئیل رفت و همه کهکشان را گشت؛ اما خاکی پیدا نکرد.هیچ کس به او خاک نداد. نه ناهید که عروس آسمان بود و نه بهرام؛ جنگاور چرخ؛ نه عطارد که منشی افلاک بود و نه مشتری. نه کرسی فلکی.و نه کیوان مرزبان دیر هفتمین.هیچ یک به جبرئیل کمک نکردند.جبرئیل دست خالی و شرمنده نزد خدا برگشت.خدا گفت:”به زمین برو که در این کهکشان او از همه بخشنده تر است.” جبرئیل نزد زمین آمد .زمین به او گفت:”هر قدر خاک که می خواهی بردار.من این افریده را دوست خواهم داشت.آفریده ای که نامش آدم است.” جبرئیل مشت مشت خاک بر گرفت و نزد خدا برد.و هر مشتی ادمی شد. خدا گفت:”درود بر زمین که زمین؛مادر آدم است.” و اینگونه بود که هر آدمی افریده شد؛نزد مادرش؛زمین بازگشت.و زمین آبش داد. زمین نانش داد.زمین پناهش داد.زمین همه چیزش داد.و ان هنگام که آدمی روحش را به خدا می دادجز مادرش زمین هیچ کس او را نمی خواست. زمین مادر است و مادر عاشق؛زمین مادر است و مادر مهربان.زمین مادر است ومادرشکیباست. زمین مادر است و مادر گاه بی قرار نیز می شود.چندان که کودکش را ن
کوه یخ
بزرگ که شدم میخوام بشم مترجم وسط دعوا وقتی دو نفر دعواشون میشه یا از هم دلخورن بگم ببین فلان جا منظورش این نبود که ازت متنفرم منظورش اینه که عاشقتم ولی غرورم اجازه نمیده بگم یا مثلن طرف میگه میخوام از این رابطه برم واسه همیشه بگم منظورش اینه که بیا التماسم کن نذار برم من الان احتیاج به توجه دارم یا وقتی طرف میگه دوستت ندارم معنیش اینه که فقط کافیه به چشمام نگاه کنی و ببینی جونم رو هم برات میدم این طوری دیگه ادما هی دچار سو تفاهم نمیشن زود هم اشتی میکنن منم پول خوبی در میارم
کوه یخ
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن رااز جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد وبيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند! سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کناربزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم! هر مانعى = فرصتی
کوه یخ
وارد هر سایتی با هر موضوعی میشم یه گوشه اش نوشته: بسم الله الرحمن الرحیم من نمیدونم شما چرا هنوز ایمان نیاوردید؟ من که رفتم وضو بگیرم
کوه یخ
بوسیدن مثل همین بافتنی بافتنه. باید وسط راه، وقتی نصفه دونه ها توی این میله است و نصفش تو میله ی دیگه، جمعش کنی و بری بخواببی. دوباره که دستت بگیری همه ی لذتش میاد...
کوه یخ
دوای درد ِ ما، شاید یک قاشق ِ مرباخوری، خدا، باشد
کوه یخ
انسان از جنگ، زلزله و سیگار نمی میرد انسان را روزی ، لبخند هایی که نمی زند، اشک هایی که نمی ریزد ، خواهد کشت "بهار منصوری"
کوه یخ
دیدگاه پیشنهاد میکنم بخونین
کوه یخ
به جان خودم سیاسی نیست دیدگاه
کوه یخ
ما که نفهمیدیم این چه موجودیه
کوه یخ
استانداری آذربايجان شرقی: میزان خسارات زلزله حدود ۸۰۰ میلیارد تومان است . می شود به عبارتی معادل 0.26 واحد اختلاس