کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
نمیدونم چه روزی بود ولی فکر کنم شب بود شاید صبح بهر حال رفتنت درد داشت.
کوه یخ
خودم را به نفهمی زدم که نفهمم نخواستنت را !
کوه یخ
خواستم کم بیاوری مقابل این عشق احساسم را به رقص در اوردم اما بی حسی ات قامتم را خم کرد ! (برگرفته از وبلاگ hu sky
کوه یخ
تنها گزینه روی میز حمله به آغوش توست ؛ فقط کاش اهل صلح نباشی !(نوشته شده توسط Hu sky)
کوه یخ
ماهی دچار آب و دریا مات پاییز بود.
کوه یخ
بیایید به هم دروغ نگوییم آدم اســـت بـاور می کنـــد دل می بنــدد