کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
خخخخخخخخخخخخخخ تصویر متحرک
کوه یخ
پل:اون خیلی مظلومه /فیلیپ:نه /پل:پاتریشیا چطور؟/ فیلیپ:نه /پل:پس مظلوم به کی میگن؟ /فیلیپ:تو، چون همه رو مظلوم میبینی
کوه یخ
جین:آدما هیچوقت از تو خسته نمی شن.چرا؟ ادوارد:بهشون نزدیک نمی شم. اگر نزدیکی رو حس کنن دور میشن و اون دور می مونن. از دور بهشون نزدیکتر می مونم تا هیچوقت از نزدیک بهم دورتر نمونن .
کوه یخ
چشامو که باز کردم حدس زدم صبح شده موبایلو چک کردم ببببببله ساعت پنج بود وایییییییییی همه کارای سخت بدنی که باید در طول روز انجام میدادم اومد جلوی چشمم شب قبل هم غذای مختصری خورده بودم افکار مختلفی بودکه هجوم میاوردن انگار همین سر صبحی ضعف و عطش داشتم خب میشه امروز رو بعد از ماهها به خودم مرخصی بدم و سر کار نرم ولی نه اصن این همیشه برام تابو بوده همیشه کار اولین اولویته و دستور خدا هم که ازون ارجحتر چاره ای نبود رفتم و گذشت ...روزهای سخت میگذرند و انسانهای سخت میمانند