کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
تقصیر از من است ! آن زمان که گفتی . . . قول بده همیشه کنارم بمانی ! یادم رفت بپرسم . . . کنار خودت یا خاطره هایت . . . !
کوه یخ
وقتی چشمـ ـانمــ را روی همــ می گذارمـــ خوابـــ مـ ـرا نمی بــ ـرد تــــــــــــــــو را می آورد ! از میانــ فرسنگــــ ها فاصلـ ـ ـهـ ...!
کوه یخ
تو....... حلقه ی اتّصال هزاران احساس به نام ........عشقی
کوه یخ
سایه هم نبودی /سایه با آفتاب می آید/ و با آفتاب میرود/ اما تو رفتی و دیگر/ با آفتاب بعد نیامدی
کوه یخ
اگر به یاد كسی هستم، این هنر اوست ، نه هنر من.
کوه یخ
آنکه واقعا تو را دوست دارد ، به ساز آرام بودنت کفایت می کند ، او هرگز نمیخواهد رقصنده سازهایش باشی ...
کوه یخ
خانومها توجه فرماید: در روایت اومده که دوس پسرتونو جوری گاز بگیرین که تا دفعه بعد که باز می بینیدش جاش بمونه، جرات نکنه به دختر دیگه ای نخ بده! در ادامه میفرماد که گردن، مورد بسیـــــــــــــار مناسب و تو چشمِ. ازش نگذرین به هیچ وجه!
کوه یخ
هم رفتنش خطاست و هم بازگشتنش /چون اره، در گلوی سپیدار مانده است (علیرضا بدیع)