کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
ايني كه دستمال كاغذي رو اختراع كرده ، خودشو مخترع مي دونه ؟؟ خوب كصخـل دوتا لايه ي نازكو گذاشتي رو هم شده دستمال !! اين ديگه اختراع نشد كه ... تازه .... بدبخت ما با اختراعت كيونمونو پاک مي كنيم ... برو بميـر !
کوه یخ
فقط پلی بودم برای عبورت ... فکر تخریب من نباش ؛ به آخر که رسیدی ، دست تکان بده .. خودم فرو می ریزم ... !!!
کوه یخ
دل وحشت زده در سینه ی من می لرزید دست من ضربه به دیواره ی زندان کوبید آی،همسایه ی زندانی من ضربه ی دست مرا پاسخ گوی..! ضربه ی دست مرا پاسخ نیست... تا به کی باید تنها،تنها وندر این زندان زیست...؟؟!! ضربه هر چند به دیوار فرو کوبیدم پاسخی نشنیدم... . سال ها رفت که من کرده ام با غم تنهایی خو دیگر از پاسخ خود نومیدم...
کوه یخ
هر توقعی بی قراری می آورد؛ حتــی توقع آرامــش . . .
کوه یخ
نوت میزنی : دلم گرفته ؛ افسرده ام ! کامنت میذاره : آن که ایمان به خدا دارد افسرده نمیشود. نوت میزنی : از خوشحالی دارم پر درمیارم ! کامنت میذاره : حزن از علامات مومنین است. بهیاد بچه های بی خانمان باشیم. نوت میزنی : این چه وضع حجابه و دخترا چرا این ریختی ان؟! کامنت میذاره : همین نوت شما اشاعه ی فحشاس. شما اصلا از کجا دیدین ؟! نوت میزنی : اذان گفتن ؛ پاشیم بریم نماز ! کامنت میذاره : ریا خوب نیست. بهتر است تجدیدنظر کنید. نوت میزنی : یه روز یه شیرازیه فلان ! کامنت میذاره : برادرم؛ در این عرصه ی سخت و برهه ی حساس کنونی؛ وظیفه ی ما چیز دیگریست. نوت میزنی : خداااااا؛ میخوام خودمو بکشم خلاص بشم! کامنت میذاره : خودکشی حرام است و مستوجب غضب درگاه الهیست.
کوه یخ
داشتم به این فکر میکردم امروز که با دوس دخترم کجا برم؟! یهو یه ندایی از آسمون اومد . . . . . . . . . . کسخل تو که دوس دختر نداری! بتمرگ سر جات!
کوه یخ
دل به دل راه نداره! در جریان باشین