کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
ساعت12:01 مهلت ثواب ب پایان رسید
کوه یخ
درسته که وقتی زلزله میاد بیشتر یادت میکنیم اما خیلی گرون حساب نمیکنی خدا جون؟
کوه یخ
این اسب، نژاد ترکمن با قیمت 2.5 میلیون دلار آمریکا در اختیار این خانم میلیاردر آمریکایی است. یک اسب بی نظیر با رنگی بی نظیرتر
کوه یخ
یه بار عروسی دایی رفیق فابریکم بود. منم دعوت کردن. وارد که شدم دوستم تا دید من وارد شدم صدام کرد و دوربین هندی کمی که داشت باهاش فیلم میگرفت داد دست من (آخه یه کم تو فیلمبرداری و این چیزا از اونا واردتر بودم) و گفت فیلم بگیر. منم دیدم دوربین واسه دوست خود منه شروع کردم حالت مسخره فیلمبرداری کردن. هی زوم میکردم رو اونجای داماد یا یکی میرقصید زوم میکردم رو باسنش.... خلاصه جشن که تموم شد فهمیدم تصاویری که میگرفتم از طریق ویدئو کانورتور داشته تو قسمت زنا پخش میشده......
کوه یخ
وقتی میرفتم خواب بود... همه فهمیدند که من دارم می روم... اما او نفهمید... نمیدانم خواب بود یا خودش را به خواب زده بود...گناهش را نمیشویم... اما آنقدر خود را به در و دیوار کوبیدم تا بیدار شود و فقط کمی خواهش کند که نروم... اما وقتی من میرفتم خواب بود... میگویند بعد از سالها هنوز هم خواب است...یعنی سعی میکند بخوابد...گفته میخواهد فقط یکبار دیگر مرا فقط در رویا ببیند...
کوه یخ
یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن … کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند … همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیر
کوه یخ
دیالوگــ جالب حامد بهداد در فیلم نارنجی پوش: نـریـز آقــا! آقـا آشغال نریز، رو چمن آشغال نریز، من بیام تو سفرتون بگوزم خوبه؟
کوه یخ
در پی گرانی مواد غذایی و اصلاح نشدن قیمتها، دستگاه گوارشی را اصلاح کنید!
کوه یخ
عکسی از خیابان شهناز (شریعتی) - تبریز - 1356 شمسی
کوه یخ
چنگیز خان مغول و هیتلر دوتاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن!
کوه یخ
تو شهربازی بودیم بلوتوثمو روشن کردم دیدم یه عالمه شماره اومد. به یکیشون که اسمشو نوشته بود یاشار اس ام اس دادم: منم دوستت دارم عزیزم طرف زنگ زد جواب ندادم! اس ام اس داد: تو کدوم یکیشونی؟ فهمیدم منو با یکی دیگه اشتباه گرفته گفتم همونی که داشتی با چشمات میخوردیش چندتا سوال پرسید منم از خودش اطلاعات میگرفتم و جوابشو میدادم مثلا میگفت چندسالته گفتم هنوز یاد نگرفتی سن خانومارو نپرسی. به نظرت چند بهم میخوره گفت 23 گفتم نه 21 سالمه خلاصه نزدیک یک ساعت پیام میداد منم جوابشو میدادم دیگه آخر شب بود حوصلشو نداشتم گفتم شارژم تموم شد شب بخیر. یدفه دیدم دوتومن شارژ به خطم انتقال داده و نوشته ببخشید اگه کمه عزیزم شب گذشت فرداش منم سرم شلوغ بود و هزارتا کار داشتم. اینم بدجور پیله کرده بود. هرچی بهش میگم به پیر به پیغمبر من پسرم مگه باور میکنه! حتی باهاش صحبت کردم میگفت نه تو خودش نیستی گوشی رو بده به خودش گفتم بخدا من خودم داشتم جوابتو میدادم شمارتو از رو بلوتوثت برداشتم گفت: من کار ندارم اصلا پسر باش. اونی که دیشب با من حرف میزد هرکی هست من دوسش دارم . . . حالا بیا درستش کن ...!!!!