کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
چند سال پيش يکی تو هيئت خودشو زد به غش
بچه ها رفتن سراغش، مداحه هم کە خیلی تو جوّ بود گفت:
ولش کنيد اگه قراره بميره کجا بهتر از اينجا؟..
بعله..
یارو از همون زیرِ دست و پا فرار کرد..!
کوه یخ
یه جوری شده که اگرم بخای به یکی کمک کنی باورش نمیشه و دنبال اینه که راجعت قضاوت کنه و باید هم بهشون حق داد خدا رو شکر که مثلن تو سرزمین امام زمان زندگی میکنیم دنیا داره به کجا میره
کوه یخ
سرخپوستی پیر به نوه ی خود گفت: فرزندم در درون ما بین دو گرگ کارزاری بر پاست یکی از گرگ ها شیطانی به تمام معنا ، عصبانی ،دروغگو، حسود ، حریص و پست گرگ دیگر آرام ،خوشحال، امیدوار،فروتن و راستگو پسر کمی فکر کرد و پرسید: پدر بزرگ کدامیک پیروز است؟؟؟؟ پدر بزرگ بی درنگ گفت: همانی که تو به او غذا می دهی!!!!!
کوه یخ
خونه مامان بزرگم روضه بود! زنا هم که دیدید چه جوی میدن!!!! [!] منم کرمم گرفت رفتم گلاب ریختم تو کولر، فکر کردن امام زمان امده!! خونه رفت روهوا ...!!!
کوه یخ
يکي گردنش کبوده يکي زير چشمش ... زندگي ها متفاوته...
کوه یخ
امروز یکی از دوستام رو دیدم حسابی خرکیف بود ، گفتم چی شده ؟ گفت: یه فکر اقتصادی به ذهنم رسیده ، میخوام برم آمریکا ، یه کلیه ام رو بفروشم و دلار بگیرم برگردم ایران ، با پولش هم یه کلیه بخرم هم خونه و یه کاسبی توپ هم راه بندازم