کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
یه سری هم هستن مث این محسن یگانه و مجید خراطها که نون خودشونو تو غم و غصه ما مستضعفین میبینن. یه جور از غم و مصیبت میخونه لامصب آدم حس میکنه تو زلزله همه کس و کارشو از دست داده. بعد میبینی با زنش یا دوست دخترش هر روز یه ور دنیا دارن عشق و حال میکنن ما هم آهنگشونو گوش میدیم و خون گریه میکنیم. فقط امیدوارم واسه عمه هاشون بادیگارد استخدام نکرده باشن!
کوه یخ
دلم برایت تنگ نشده … اصلا دوست ندارم ببینمت … هیچ وقت خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر … هرگز اما با تمام وجود دوستت دارم … همیشه!
کوه یخ
خانومه الان دخدرش به سن ازدواج رسیده با یه پسر کوچکتر از خودش ازدواج کرده ینی این خانوم نه مایه داره نه قیافه داره نه تحصیلات و نه همونیکه همه دخدرا الکی ازش دم میزنن ینی اینا گودزیلان باور کنین چطور مخ این پسره احمقو زده متحیرم واقعی واقعی همین پنجشنبه گذشته خودم مراسمشون دعوت بودم فقط نگین عشقو از این شر و ورا که با پشت دست ...
کوه یخ
ما واسه صداهای کاملا مشابه در فارسی، حروف مختلف داریم واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط واسه این ۲ تا: هـ، ح واسه این ۲ تا: ق، غ واسه این ۲ تا: ء، ع واسه این ۳ تا: ث، س، ص و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ این یعنی: «شیشه» رو نمیشه غلط نوشت ...«دوغ» رو میشه ۱ جور غلط نوشت «غلط» رو میشه ۳ جور غلط نوشت «دست» رو میشه ۵ جور غلط نوشت «اینترنت» رو میشه ۷ جور غلط نوشت «سزاوار» رو میشه ۱۱ جور غلط نوشت «زلزله» رو میشه ۱۵ جور غلط نوشت «ستیز» رو میشه ۲۳ جور غلط نوشت «احتذار» رو میشه ۳۱ جور غلط نوشت «استحقاق» رو میشه ۹۵ جور غلط نوشت و «اهتزاز» رو میشه ۱۲۷ جور غلط نوشت! واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟
کوه یخ
عادم رانندگيــه بضي از اين دافايـي كه پشت فرمون هستن و مي بينه ، تازه مي فهمه اين پادشاه عربستان چقدر عادمه با شعوريه كه اجازه ي رانندگي به زنـا نميـده .. حق داره بغـرعــان !!
کوه یخ
اول به سراغ یهودیها رفتند من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم. پس از آن به لهستانیها حمله بردند من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم. آنگاه به لیبرالها فشار آوردند من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم ...سپس نوبت به کمونیستها رسید کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم . سرانجام به سراغ من آمدند هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که صدایم را بشنود تا اعتراضی کند! «مارتین نیمولر»
کوه یخ
صب مريم بم گفته بابام امروز می خواد بیاد تحقیق ، منم که از همه جا مطمئن ... شب دیدم اس ام اس داده " اون 2 سالی که میگی خارج بودی ، زندان بودی واسه قاچاق ؟؟ هر شب مستی و خانوم میاوردی خونه ؟؟ اینجوری می خواستی خوشبختم کنی سعید ؟ " حالا من قسم و آیه که به خدا این شکلی نیست و بابات از کی پرسیده رفتم در خونه همسایمون میگم اقدس خانوم اینا چیه به پدر نامزد من گفتیــــن ؟؟ برگشته میگه سعید جان اون خانواده به درد تو نمی خوردن .. باباهه از اون خسیسا بود ! یه قرونم به تو نمی رسید ازش ، الکی نقشه کشیده بودی .. بعدم این آتوساي ما مگه چشه که بری سراغ غریبه ها ؟؟ مثکه یادت رفته بچگیات دکتر بازیاتو با کـی می کردی !