دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوه یخ

کوه یخ
مرد - مجرد
امتیاز: 7083

دنبال‌شدگان

(886 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(685 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

کوه یخ
کوه یخ

باور کن دیدن هر بامداد اتفاق ساده‌ای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشک‌ها بیخود شلوغش نمی‌کنند!!

کوه یخ
کوه یخ

فرهاد اگر الان عاشق شیرین میشد برای کندن کوه حتما با دینامیت تقلب میکرد

کوه یخ
کوه یخ

غصم ازینه که اونیکه کارت پایان خدمتمو دزدیده عکس کچل هجده سالگیمو شر کنه

کوه یخ
کوه یخ

و چه بی‌ذوق جهانی که مرا با تو ندید.../ محمدعلی بهمنی

کوه یخ
20946681088-md.jpg کوه یخ

بزرگترین انتقام تو از دنیا لبخند توست

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوه یخ
کوه یخ

هفته پیش داداشم زنگ زده که لپتابشو از تو ماشینش دزدیدن ،امروز باهاش تماس گرفتم میگم هر وقت جای من اومدی کارت پایان خدمت من رو هم بیار میگه اونم تو کیف لپتاب بوده

کوه یخ
کوه یخ

خود هات پنداریتونو ببرین برا بچه ها محلتون لدفن

کوه یخ
کوه یخ

شهردار : اونا رو می بینی آقای رنگو ؟ اونا دوستها و همسایه هام هستن . زندگی اینجا سخته ، خیلی سخت می دونی اونا چه جوری تا الان دووم آوردن ؟ اونا باور دارن ! باور دارن که اوضاع بالاخره بهتر میشه ، اونا باور دارن که برخلاف همه ی شواهد و قرائن فردا بهتر از امروز میشه ؛ مردم باید به یه چیزی باور داشته باشن ... Rango - Gore Verbinski

کوه یخ
کوه یخ

به کسی نگین چن روزه تنظیمات فایر فاکسم به هم ریخته سایز کادرم بزرگ شده هر کارم میکنم نمیتونم درستش کنم km player هم زیر نویسو باز نمیکنه یه ویندوز مثلن عوضیدیم

کوه یخ
کوه یخ

لبخند بزن خدا دارد عکسمان را میگیرد بگذار او هم باور کند نمیتواند ما را در امتحانهایش شکست دارد بخند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
tumblr_mldfkrycfM1qio9b0o1_500_large.gif کوه یخ

ازین احساسات دخدرانه تصویر متحرک

کوه یخ
کوه یخ

مرد و زنی بودند که با هم توی کلبه شان در کنار دریا زندگی میکردند. وقتی بچه دار شدند و بچه شان بزرگ شد این بچه به دریا رفت و توی آب شنا کرد. کوسه ای از آب بیرون پرید و او را زد و آن پسر مرد. بار دیگر بچه دار شدند. باز هم کوسه بچه را کشت. مرد و زن دیگر دل ماندن نداشتند که در کنار دریا زندگی کنند. بارشان را بستند و از هر چه دریا بود دور شدند که دریا را نبینند. یک روز برای سومین بار بچه دار شدند. این بچه وقتی بزرگ شد از پدر و مادرش پرسید: مگر من خواهر و برادر ندارم؟ پدرش گفت: تو برادر داشتی، اما وقتی بزرگ می شدند کوسه آنها را میخورد، ما هم از کنار دریا بار کردیم و اینجا آمدیم. پسرش گفت: کوسه چه شکلی است؟ پدر وقتی شکل کوسه را روی زمین کشید، پسرک آن را خوب نگاه کرد و مُرد. کوسه/ چهل گیسو/ محمدرضا صفدری

کوه یخ
کوه یخ

میگن چرا دخترا دارن ترشیده میشن؟! این داستان رو بخونید: چند سال پیش بود ، از سر کار اومدم خونه ، دره خونرو زدم کسی درو باز نمیکرد ، زنگ همسایمونو زدمو درو برام باز کرد ، رفتم بالا پشته دره خونه وایسادم ، هی زنگ زدم در زدم ، کسی جواب نمیداد ، نگران شدم ، انبر دست و پیچ گوشتی گرفتم و در باز کردم ، همین که دروباز کردم یه نامه با این مضمون رو دیوار خونه دیدم با دست خط خواهرم : مهرداد سلام من رفتم بیرون و کلید هم زیره گلدون گذاشتم ، مواظبه خودت باش تا یک ساعت هنگ بودم ، نمیدونستم بخندم، برقصم یا خودمو از طبقه چهارم پرت کنم پایین (یکی از دوستان)