چن روز پیش تو #شرکت تشنم بود بچه ها گفتن برو ببین تو آبسرد کن #آب هس یانه؟ لیوانوُ برداشتم و رفتم گرفتم زیر شیرش همینجوری که چشمم بهش بود ببینم که #آب داره یا نه اهرمو با #لیوان فشار دادم...ییهو دیدم زمین داره خیس میشه اول فکر کردم لیوانُ بد گرفتم نگاه که کردم دیدم کلا لیوانُ #برعکس گرفته بودم...
البته رقص عربی با رقص آبادانی و جنوبی فرق میکنه رُز خانمی....
بندری گویشی هستش که از چند قومیت شیرازی بختیاری و بومیان آبادانی...این شیوه بیان در بوشهر هم به همین شکله...بختیاری و شیرازی و بومیان خاص اون منطقه....البته موسیقی عربی که دیگه آدم رو از خود بیخود میکنه...
شیما....هاها خوب تو بُشو بُشو بخون ما بلدیم یاد گرفتیم شمال...
به خاطر فشار دنیای بیرون و اعصاب خوردیاش اینجا رو تبدیل کردم به یه جایی که فقط شوخی کنم و بخندم گاهی لوس بازی در بیارم و ادا دخترا رو در بیارم، یکی دو مورد اینجا دعوام شده که بعدا خودم از حرفایی که زدم پشیمون شدم
امیدوارم همیشه به شوخی و خنده
حسین جان گفتم مشخص کن منظورتو، حتی اگه گاهی دلخور و عصبانی هم میشی به شوخی بیان کن
داداش من از دست کسی ناراحتم از صبح امروز ببخشید که بهت بی احترامی کردم واقعا شرمنده تئ مثل داداش خودمی باور کن راست میگم
منم اینجور ادمی نیستم که فکر میکنی
من با هر کی دعوا میکنم سریع میگم ببخشید
تا منو نگی بخشیدی ولت نمیکنم
بچه نیستم خرم کنی الکی بگی بخشیدم انصافا از ته دلت ببخش منو
حلالم کن شرمنده
داداش داداش نکن خوشم نمیاد شانس اوردی راستکی نگفتی و الا مثل همون گنده بکای چموشی که تو کلاس فکر میکنن خیلی سرتقن و سرکش چنان تجربیات روزگار چشیده ای حالیت میکردم دفعه دیگه وسط شوخی جدی نپری
به نظر من با وجود اینهمه گروه تو #دنبالر دیگه نباید پستی باشه که تو یه گروهی ارسال نشده باشه خیلی مهم نیس کدوم گروه رو #انتخاب میکنی واسه حرفات و درددلات مهم اینه که پستت رو #هوا نباشه،اینجوری آدم حس میکنه اون پست بی صاحبه!
#هستی چون میدونه #بی-ادب کلمه بدیه فک میکنه هر کلمه ای که با #بی شروع میشه بده اینم چن نمونه از کلماتی که وقتی عصبانیش میکنیم میگه: بی جوان، بی خرچنگ، بی اخلاق، بی حال ...
دختر کوچکى با معلمش درباره #نهنگها بحث مىکرد. #معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که #نهنگ بتواند یک #آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه پستاندار عظیمالجثهاى است امّا #حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت ِ #یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به #بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به #جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید...!
دیروز سر ِ بازیه #دِربی با یکی #شرط بستم که هرکدوم تیممون برد هرچی گفت طرف مقابل نباید #نه بگه ... یَنی اینقد ما به تیممون ایمان داریم که با یه #پسر این شرطُ میبندیم