دیروز سر ِ بازیه #دِربی با یکی #شرط بستم که هرکدوم تیممون برد هرچی گفت طرف مقابل نباید #نه بگه ... یَنی اینقد ما به تیممون ایمان داریم که با یه #پسر این شرطُ میبندیم
نـــسیم دانه را از دوش مورچــ ـه انداخت. مورچه دانهــ را دوبــ ـاره بر دوشش گذاشتــــ و به خــدا گفت: «گاهــ ـی یادم میــ ــرود که هستی، کاش بیشتر نسیــ ـم می وزید...»