Shahab
درســت مثل وقـــتی کــه عاشــقت شـــدم بــــاران مــی بارد . . . فـــــکر کنـــم دوباره یکـــی عاشــقت شده . . .
Shahab
آدمــها کنــارت هستند . . . تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند از پیشــت میروند یک روز . . . کدام روز ؟ وقتی کســی جایت آمد دوستــت دارند . . . تا چه موقع ؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه ! نه . . . ! فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام شود. . . و این است بازی باهــم بودن . . .
Shahab
و گفتی که باید از هم جدا شیم باید دیگه ما مال هم نباشیم باید هر یک بریم به سمت یک راه باید دیگه با هم همراه نباشبم ولی من به جدایی تن ندادم دیگه حرفی واسه گفتن ندارم بدون جون منی ، عمر منی تو نباشی راهی جز مردن ندارم به یادت میتپه قلب من هردم بدون دنیای من باتو بهشته نباشی این بهشت میشه جهنم میدونم تو دلت یه جای دیگست تو دستات جای من دستای دیگست بدون اگه بخوای ازم جدا شی میشم تنها ترین تنهای بی کس.....
Shahab
اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را... به دل هرگز نمي دادم خيال اشنايي را
Shahab
رو یکی از دیوارای یکی از خیابونای شهر دیدم نوشته بود: ...آخه خواهر من..تو که بلد نیستی پارک دوبل بکنی...بهتر نیست مثل سابق که اتومبیل اختراع نشده بود بری سوار خری الاغی چیزی از این دست بشی؟؟..بهتر نیس خداییش؟؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . زیرش هم نوشته بود.. ...البته من خواهر شما نیستم..ولی چنانچه شما قبول کنید خر یا الاغ و یابوی من بشید با کمال میل خودروی خودم رو میفروشم ...سوارتون میشم!!...چراکه نه!!
Shahab
تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید تبسمی از تو مرا کا[!]ت که از هیچ به همه چیز برسم
Shahab
هر چقدر عطـــرت را عوض کنی باز هم تنـــت، بوی کثیف خیـــانت را میدهد… عزیز لعنـــتی ام…
Shahab
منطقی حرف زدن با بعضی ها، حتی از پوشیدن دمپایی انگشتی با جوراب هم سخت تره !
Shahab
بعضیا هم مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن ؛ فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ، اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی …