@ȒØ$ĦẶ ایســــــتــــاده ام … بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام !!
نه بهار با هیچ اردیبهشتی نه تابستان با هیچ شهریوری و نه زمستان با هیچ اسفندی اندازه پاییز به مذاق خیـابانها خوش نیامد ؛ پائیز مهری داشت که بر دل هر خیابان می نشست..!!
در خیابان به من گفت: در این گرمای تابستان زیر چادر آب پز نمیشی؟ و بعد انگار کسی در گوشم گفت: «...قل نار جهنم أشد حرّاً» بگو که آتش جهنم بسیار سوزان تر است...
این روز ها بی خبری از تو کلافه ام کرده
13 سال و 1 روز و 4 ساعت و 6 دقيقه قبلاین روز ها شنیدن صدایت هم حسرت شده
چه کنم ؟ ؟ ؟