حمید ش.
بارون .... داره بارون میاد ... من هم زیرش قدم می زنم ...! ولی ... هیچ وقت اون حسی رو که دیگران از زیر بارون بودنشون تعریف می کنن نداشتم ...! من از اون دسته آدمایی هستم که وقتی بارون میاد ، از کلمه ی " خراب " برای هوا استفاده می کنم ...! ترجیح می دم تو خونه باشم و یه لیوان قهوه ام رو بخورم ! و بعدش کتابم رو تموم کنم ...! نمی دونم ... شاید من زیادی معمولی هستم ... شاید هم بقیه ...!!
حمید ش.
و باز هم قصه ی کلیشه ای عصر جمعه ؛ دل گرفتگی ...!