حمید ش.
این جا ، جــــهـــان آرامــ اســـت ...!
حمید ش.
بعضی وقتا هست که آدم داره خواب کسی رو می بینه که خیلی وقته ندیدش ...! بعد دلش نمی خواد از خواب بیدار شه ...! جوری که داستان خواب رو خودش تغیر می ده تا بیشتر بتونه ببینش ...! بعدش هم که از خواب بلند میشه دلش تا چند روز گرفته اس ...! تا ساعت 1 خواب بودم .... کل بدنم درد می کرد از بس خوابیده بودم ! ولی دلم نمی خواست خوابم تموم شه ....! دلم گرفته ... مثل عصر های جمعه ...!
حمید ش.
بارون .... داره بارون میاد ... من هم زیرش قدم می زنم ...! ولی ... هیچ وقت اون حسی رو که دیگران از زیر بارون بودنشون تعریف می کنن نداشتم ...! من از اون دسته آدمایی هستم که وقتی بارون میاد ، از کلمه ی " خراب " برای هوا استفاده می کنم ...! ترجیح می دم تو خونه باشم و یه لیوان قهوه ام رو بخورم ! و بعدش کتابم رو تموم کنم ...! نمی دونم ... شاید من زیادی معمولی هستم ... شاید هم بقیه ...!!
1-1 an ke
14 سال و 4 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل1-1 شده
14 سال و 4 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل