در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود : یکی به دنبال پول یکی به دنبال چهره دلکش یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد یکی به دنبال نان یکی هم به به دنبال اتوبوسی ! اما دریغ ؛ هیچکس دنبال خدا نبود و خدا به دنبال همه …
تو کلاس درس خدا اونیکه ناشکری میکنه رد میشه اونیکه ناله میکنه تجدید میشه اونیکه صبر میکنه قبول میشه اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه من دعا میکنم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشیم تو هم دعا کن تا باهم تو یه کلاس باشیم...
ديدين ظهرا که آدم ميخوابه و بعد از ظهر پاميشه چه حسي داره! مخصوصا وقتي کسي خونه نباشه لامصب اصن معلوم نيست شبه؟ روزه؟ ظهره؟ امروزه؟ فرداست؟ ديروزه؟ همه مردند تو زنده موندي؟ تو مردي؟ دنيا به آخر رسيده؟ اينجا مريخه؟ زمينه؟ هواست؟ فضاست؟ ايرانه؟ آمريکاست؟ من منم؟ الان بايد چي کار کنم؟ قيافه همه اين شکليه ...
امـــا هِی فِک میکنه .. اونجا جایِ کفتـــراس .. .
13 سال و 21 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبلآخــــه من کجـــا برم یه کلــاغ که رو سیـــاس . ..
من که تویِ سیـــاهیا از همه رو سیاه ترم ...
میونِ اون کبوترا با چـــه رویی بپرم . .. /
تـــو همین فکرا بودش کلاغِ عـــاشقمون
13 سال و 21 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبلیه دلش میگفت برو یه دلش میگفتـــــ بمون .. .
که یهو صدایی گفتـــــ تو نترس و راهـــی شو
به سیـــاهی فِک نکن .. تو یه زائری .. برو .. : (