آقا پسر
گلم را روز اول چون سرشتند....بروی سینه ام حیدر نوشتند....
آقا پسر
دلم ز کف برده عشق یار....
آقا پسر
جز علي را نبُود هيچكس اين قدر و بها كه بُوَد مولد او خانة مخصوص خدا نه عجب گر كه بُوَد زادگهش خانة حق كه به يُمن كرم اوست بپا هر دو سرا نه خدا، شيعه تو را مي خواند نه جدايت ز خدا مي داند يا علي چرخ زمان را شب و روز گردش چشم تو مي چرخاند
آقا پسر
چون نامة اعمال مرا پيچيدند بردند به ميزان عمل سنجيدند بيش از همه كس گناه ما بود ولي ما را به محبّت علي بخشيدند
آقا پسر
هزار آتش اگر در پوست داري نسوزي گر علي را دوست داري اگر مهر علي در سينه ات نيست بسوزي گر هزاران پوست داري
آقا پسر
سحري به خواب ديدم شَه كشور صفا را به رخش نظاره كردم مَهِ خوب دلربا را به ادب زبان گشودم بسرودم اين نوا را علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
آقا پسر
منو کربلا ببر که خیلی دیره از فراغ حرمت دلم میگیره...به خودت قسم میمیره از غم تو...دلی که کنار شش گوشت اسیره...
آقا پسر
زینب به سرزنان سوی کی میرود....نام کی میبرد....او را چه میشود او...
آقا پسر
ذکر تو آهنگ لبهاب من.........تسبیح تربت تو دستای من.....
آقا پسر
حسرت کربلایت میکشد آخر گدا را....