آقا پسر
شب است و در به در کوچه های پر دردم / چه غریب و خسته به دنبال گمشده ام میگردم / اسیر ظلمتم ، ای ماه کجا مانده ای ؟ / من به اعتبار تو فانوس نیاورده ام .
آقا پسر
نمی دانم دوست داشتن چیست ! اما گاهی احساس میکنم که به حضور و وجود تو ، سخت محتاجم و برای بودن تو ، احساس دلتنگی میکنم .
آقا پسر
نیمه شبهایم ، سحرهایم ، دعایم مال تو / واژه های هر کلام بی ریایم مال تو / هدیه ای قابل ندارم تا که تقدیمت کنم / هدیه ی ناقابل من چشمهایم ، مال تو .
آقا پسر
خدایا آنچنان غرق دریای غربتمان نکن که به هر خاشاک عاطفه ای دست دراز کنیم .
آقا پسر
چشم ها را شستم ، جور دیگر دیدم ، باز هم سود نداشت ، تو همان بودی که باید دوست داشت .
آقا پسر
نه از فلسفه کلامی می دانم و نه منطق می گنجد در کلامم ، بی استدلال دوستت دارم .
آقا پسر
ای کاش قانون همه ی دوستی ها این بود : یا رفاقت تعطیل یا جدایی هرگز !
آقا پسر
دلبسته به سکه های قلک بودیم / دنبال بهانه های کوچک بودیم / رویای بزرگتر شدن خوب نبود / ای کاش تمام عمر کودک بودیم .
آقا پسر
هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم / حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یک طرفه برای تو میمیرم .
آقا پسر
بنگر که بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است : تو !
آقا پسر
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند ، به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند
آقا پسر
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست / شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست / آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری / که جهنم نگزارد به تنم تاثیری .