آقا پسر
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود / توی بازار صداقت کمی ارزانی بود / کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم / مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود .
آقا پسر
زمستون رسید ، سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم .
آقا پسر
عجب شب خسته کننده ای حتی یه تلنگر هم نداشتم
آقا پسر
اینجا همه حرف میزنن ولی کسی حرف نمیزنه خیلی جالبه
آقا پسر
به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز.....
آقا پسر
روزی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و اله ) شیطان را دید كه خیلی ضعیف و لاغر شده است . حضرت از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای ؟ شیطان گفت : ای رسول خدا ! از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم . پیامبر فرمود : مگر امت من با تو چه كرده اند ! شیطان گفت : ای رسول خدا ! امت شما شش خصلت دارند كه من طاقت دیدن و تحمل این خصائص را ندارم . اول هر وقت به هم می رسند سلام می كنند . دوم : با هم مصافحه می كنند . سوم : هر كاری را كه می خواهند انجام دهند ان شاء الله می گویند .چهارم : از گناه استغفار می كنند . پنجم : تا نام شما را می شنوند صلوات می فرستند . ششم : ابتدای هر كاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند ( كشكول ممتاز ص 426)
آقا پسر
روزی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و اله ) شیطان را دید كه خیلی ضعیف و لاغر شده است . حضرت از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای ؟ شیطان گفت : ای رسول خدا ! از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم . پیامبر فرمود : مگر امت من با تو چه كرده اند ! شیطان گفت : ای رسول خدا ! امت شما شش خصلت دارند كه من طاقت دیدن و تحمل این خصائص را ندارم . اول هر وقت به هم می رسند سلام می كنند . دوم : با هم مصافحه می كنند . سوم : هر كاری را كه می خواهند انجام دهند ان شاء الله می گویند .چهارم : از گناه استغفار می كنند . پنجم : تا نام شما را می شنوند صلوات می فرستند . ششم : ابتدای هر كاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند ( كشكول ممتاز ص 426)