(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دلم ذره ای مردن میخواهد...! فقط میخواهم بدانم من اگرنباشم تمام مشکلات حل میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
!دوستت دارم را برای هر دویمان فرستادی...؟ !هم مــــن...؟! هم او...؟ ...خیانت می کردی یا می خواستی !!!عدالت را رعایت کنـــــــی...؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
حالا که رفته اي مرد شده ام ! بسته بسته سيگار مي کشم تا تو را دود کنم در خيال خسته ام !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
تنها نشسته ام... چای مینوشم، و بغض می کنم ! هیچکس مرا به یاد نمی آورد ! این همه آدم، روی کهکشان به این بزرگی ! و من ... حتی آرزوی یکی نبودم ...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
یــــه آشـــــنایــی داریـــم تـــه اس ام اس هاشــو امـــضــا مــیــکنـــه؟؟؟؟؟ واقـــعـــا بــعـــضـــیــا چـــه دل خـــجـــســـتـــه ای دارنــــا....
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد ... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
شب را میگویم......توراکه نه!!!آری باتونیستم توکی فهمیدی درد دلم را....... وقتی میرفتی نگاهت میکردم که فقط یکبار ببینم به اندازه ی یک فروشنده برایت مهمم.....تا موقع رفتن بگویی خدانگهدار..............!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
لیاقت میخواهد ما شدن!لیاقت میخواهد شریک لحظه ها شدن! تو خوش باش به همین باهم بودن های امروزت من خوشم به همین خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز من ؛ من میخندم به فرداهایت ........