(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
کسی می داند آیااا؟؟؟؟ پس از یاد گرفتن نام تو...... پس از یاد گرفتن «دوستت دارم»......... به چه می نازد الفبا؟؟؟؟......
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
و تــــــــو هــــــــــــــــنوز با تمام نـــــــبودنت تمام بودن مــــــــــــــــنى ..................
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت، نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
بدترین شکستمو وقتی خوردم که... با عشق و امید گره هندزفریمو باز کردم ولی... دیدم گوشیم شارژ نداره...هنوز کمر راست نکردم!!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
هزار کلمه در جای خالییت ریختم اما پر نشد........... ب گمانم از جنس بی نهایتی.....
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی … اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن …
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو "ما" نمی آید..."او" می آید.
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
40روز از جداییمونــ گذشتـــــــــــــــــــ ........ . ................... .. ....................
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
اون یدونه یوسفی هم که برگشت به کنعانش استثنا بود! تو غمتو بخور...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
حال این روز های مرا هیچکس نمی فهمد... جز دانه های هرزه خیال که گاه و بیگاه تمنای آغوش حرامت را می کند... آری این روز ها زندگی بر من حرام شده است... نه یارای ماندن دارم ... و نه شهامت ترک گفتن...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ... انگار کافی نبوده ... این روز ها ... اوّل ِ صبح ها هم ... گریه می کنم . . . . آاای آدم ها ... این ها که می نویسم ... یعنی ... چقدر زیاد دلم می خواهد ... کسی باشد ... بپرسد ... : " خوبی ... ؟ " .
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
بنظرم حضرت آدم باید اسم یکی از بچه هاشو میزاشت هابیل اسم اون یکی رو هم مثلن میزاشت کامبیز که هی قاطی نکنیم کی کیو کشت : |