(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
خیلی دیره وقتیکه تازه میفهمی اونی که خیلی داد میزد و بهت گیر میداد بیشتر از همه دوست داشت. ..
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
قـول داده ام.... گــاهـــے،هـــر از گـــاهـــے فانـوس یـادت را بـے چـراغ و چـلـچـله روشـن کـنـم خیالت راحت، مـــن ھمان مــنـم هـنوز هـم در ایـن شـبـهاے بے خـواب و بـے خاطـرہ میـان ایـن کـوچـه هـاے تـاریـک پـرسـہ مـیـزنـم امـا بـه هـیـچ سـتاره ی دیـگری سـلام نـخـواهـم کـرد خیـالت راحــت......
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
+ تـــــــــــــــــو یــــاد آور ِ سوره یِ توبـــــــــه ای برایَم ! بی بســــم ِ الله آمدی و به توبـــــــه کردنَم انداخْتــــــــــــــی . . . !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
تو نیستی و امشب همه سراغ تو را خواهند گرفت عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه قلبی!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
اگر ميشود دستم را بگير!؟ دارم به يادت... ... ... مي افتــــــــــم...!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
چه معنـــــى دارد زندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دل تنـــــــگم....... دل تنــــــــــگــــــ آن روزهـــــــــا ک نمیـــــــدانم محبتهایــــــش توهــــــــم من بــــــــــــود!!!! یا تــــرحم؟!!!!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم ….
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
در دنياي مجازي ادمهايي ديدم واقعي تر از هر واقعي! و در دنياي واقعي اما آدمهايي ديدم كه از آدمهاي مجازي هم مجازي تر بودند!