TORANG
من به هیچ دردی نمی خـــــــــــورم ایـــــــن درد ها هستنــــــــد که چپ و راستـــــ به من می خورند...
TORANG
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم، با اشک تمام کوچه ها رو تر کردم،دیشب که سکوت خانه دلگیرم کرد، وابستگی را به تو باور کردم .
TORANG
تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... ... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی!!! و من... من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم
TORANG
بیـــا “خــّر” هـــایـتــ را بگیـــر دیگـــر تـــوانــ عبــور دادن آن هـــا را از پــُل نــدارمـ وقتــی مــی دانـــمـ کــه در آخـــر مثــل همیشــه خــواهــی گفــتــ “مـــا بــه درد هــم نمــی خــوریــمـ” . . .
TORANG
شده ام سنگ صبور روزگار..... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...
TORANG
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد... یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!
TORANG
هــرگــاه صـدای جـدیـدیــ سـلام مـی کنـد تپــش قــلب مــی گیــرمـ! مــن دیگــر کشـش خــدا حــافظــی نــدارمـ مـــرا ببخـش کــه جــوابــ ســلامــتــ را نــمی دهـــمـ!!...
TORANG
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
TORANG
رگ خواب این دل تو دست تو بوده ترک های قلبم شکست تو بوده منو با یه لبخند به ابرا کشوندی با یک قطره اشکت به آتیش نشوندی
TORANG
سـلامتی اونـی که رفتــ . . . سلامتی اونی که قلبــم رو شکستــ. . . سلامتی منی که قــــراره همیشــه تنهــا بــاشـمـ . . .
TORANG
موندم از کجا شروع شد ؟ که تو رو دوباره دیدم هنوز از راه نرسیدم به ته قصمون رسیدم یکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتم وقتی لبخندتو دیدم حتی از خودم گذشتم ! این فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونه ؟ جز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمیمونه ؟؟
TORANG
نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم... اما ایـــــــــــــن روزها... به لطـــــــــــفِ تــــــــــو... انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!
TORANG
این روزها اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : " آخـــــــی "