یـ ـک آدمـ ـ
تو که رفتن بلد نیستی / حوصله این کفش ها را سر نبر
یـ ـک آدمـ ـ
این همه تنگ نباش / من به ماهی تو نیستم
یـ ـک آدمـ ـ
طرز رفتن را عوض کن / تا این همه نمانی
یـ ـک آدمـ ـ
سلام / یازده روز و یازده تاب ستان دیگر از این تابستان مان گذشت
یـ ـک آدمـ ـ
حیف باران / که به این شهر می آید
یـ ـک آدمـ ـ
منم گفتم توانایی شو نداری اصن
یـ ـک آدمـ ـ
میگه من میخام خوبت کنم / ایهام داشت / حالا من کدومو برداشت کنم
یـ ـک آدمـ ـ
چرا دروغ / جای مشکی خالیه
یـ ـک آدمـ ـ
ای جان / میگه بیا بغلم / به نظرتون برم ؟
یـ ـک آدمـ ـ
بهم میگه کاش اون روز گوشی رو میاوردم صدای ریه هات ُ میشنیدم / یه پروانه سوخته که دیگه صدایی نداره تا شنیده شه
یـ ـک آدمـ ـ
به این همه تلخی فرهاد بودم / امان از روزی که شیرین شوی