یـ ـک آدمـ ـ
دیگه بسته لاک زدن / بیا کمی زخم بزن
یـ ـک آدمـ ـ
باور کن لمس تنت درد دارد / شاهدمان هم لاک هایی بود که مدام جیغ می زدند
یـ ـک آدمـ ـ
وقتی گاندیا دارن کفش کلوین کلاین رو می پوشن / وقتی میمونا دارن نفت گربه سیاه رو می نوشن / وقتی که غولای مبارز هم بی قرار بیلیط گوگوشن / خوب دیگه عادیه که مطرب ها خودشونو به پول بفروشن / حالا که استخون های شاملو زیر سنگ شکسته می پوسه / حالا که آخرین چریک داره چکمه دیکتاتور رو می بوسه / حالا که مرکز جهان امروز تخت یه نشمه روسه / دیگه فرقی نداره دنیامون توی دست کدوم دیو*ه /// یغما گلرویی
یـ ـک آدمـ ـ
خسته ام از این پریدن ها و خواب ها / این بار ارتفاع را بیشتر کن و آغوشت را بیاور
یـ ـک آدمـ ـ
مدام شیرین نشوووو / من به همین قهوه های تلخ راضی ام
یـ ـک آدمـ ـ
مذهب شوخي سنگيني بود که محيط با من کرد و من سال ها مذهبي ماندم بي آن که خدايي داشته باشم /// این سهراب تنمو می لرزونه
یـ ـک آدمـ ـ
دوست داشتم جای وزیر کشور تو حرف میزدی / خو لامسب خوب آمار میدی
یـ ـک آدمـ ـ
وای وای دیگه پشت ترافیک نمی مونیم / همه چراغا سبززززززز
یـ ـک آدمـ ـ
جهان سوم جايي است كه مردمش به فکر "آمدن" یه روز خوب هستند نه "آوردنش" /// میشل فوکو //// ما سبزززززیم ما بنفش / ما به فکر آوردنیم دیگر
یـ ـک آدمـ ـ
دارم از پنجره حیاط رو نیگا میکنم / همه جا سبزززززززززززززززززززززززززززززززز
جییییییییغ
13 سال و 3 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبلبیشتررررر
13 سال و 3 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبل