امروز حسی ندارم ، دیروز اینچنین نبودم گرفتار بودم در تبی سوزان ، فکر میکردم این پایانی است بی انتها ، امروز دلم میگوید دیدی که چگونه گذر زمان اینگونه بر زخمت مرهم گذاشت ؟ دیدی که چگونه تاب اوردی ؟ اری زندگی این چنین است ، پایانی وجود ندارد جز مرگ و این خود نیز اغازی دگر است. حال تنها در انتظار دردی دیگر شب به صبح میرسانم
@یـ ـک آدمـ ـ آقا اجازه! دفتر ما بال دارد! شعر و غزل در سینه مالامال دارد! آقا معلم کوتهی از مشق ما نیست چشمانتان صد برگ شرح حال دارد! تا می رسید از در همه برپا و خاموش... دل کودکانه میل قیل و قال دارد آقا اجازه! چیست تکلیف دل ما؟! زنگ شما با ما سر جنجال دارد آقا بگیرید امتحان سخت از ما دیدارتان تجدیدی هر سال دارد! هر چند "سارا سیب دارد"...جمعه ها...وای! بغض دل ما میوه های کال دارد... آقا اجازه؟ یک سوال غیر درسی! شاگرد آغوشت شویم اشکال دارد؟!!
سلام کمی با تاخیر تبریک میگم
من خیلی تو این سایت نبودم و نیومدم ولی تو 90 درصد سایتای اجتماعی بودم و بیشترشون جز فعالترین ها بودم
واقعا اینجا خیلی جای خاصی هست و جالبه فضاش
تبریک میگم
از اون اولش هم شیخ بودی ...
14 سال و 7 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبلچه اعصابی داری رافتی پستای اولمو پیدا کردی
14 سال و 7 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 6 دقيقه قبلاعصاب نمی خواد دو تا کلیک کنی میاد ; )
14 سال و 7 ماه و 21 روز و 4 ساعت قبلاعصاب == بیکار و علاف
14 سال و 7 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 57 دقيقه قبلاین روزا آن شدنی میرم سراغ ِ پست های ِ قدیمی ....
14 سال و 7 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 55 دقيقه قبلکار ِ خاصی نمیکنم تو دنبالر دیگه ...