دلنوشته دختران مجرد: از کلاس اول خواندیم آن مرد آمد.آن مرد با اسب آمد. ما که ترشیدیم مرتیکه با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد. (نه آزاده نزنننننننننننن)
از مشكلاتش ميگه ...از بغضي كه تو گلوشه و از اين كه شبارو با گريه صبح مي كنه....از يأس مي گه و از نااميدي...از غم ميگه و از تنهايي....و من بدون نياز به توضيحي مي فهمم چي ميگه...مو به موي اين داستانو از برم....و حالا مي فهمم كه چقــــــــــــدر پيرم و پرتجربه.......
مامانم تو خونه راه میره می گه دخترم داره لیسانس می گیره باید بشینه واسه فوق لیسانس خودشو آماده کنه...من تو دلم به فکر اینم اون 2واحدی که افتادم و به چه بهانه ای از استاد نمره بگیرم
خطاب به شوپیت اعظم @یـ ـک آدمـ ـ دنبالر جهت پیوستن به شیوخ ::: فِــرست پست >>> شما @یـ ـک آدمـ ـ نمی دانیـــــد در زمان های نه خیلی دور بسی کلاس داشت ، اختصاص فِــرست پست به کتاب مقدس فرشاد الحکایت ! لیکن اکنون این کار خز شده است و کننده ی این کار خزی ! و یک جورهایی بی ثباتی و سست عنصری فردِ کننده را نشان می دهد! پس نا گزیر سکوت کنید وو دادار دودور نکنید و از خود بابی ایجاد نکنید مگر با اجازه دو شیخ ..... !!!(فرشاد @فرشاد الحکایات ، باب حجی ، فصل شیوخ تازه وارد )
سلام حجی خوبی خوش اومدی داداش


14 سال و 8 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلحجی جون چه طوری داداش؟
14 سال و 8 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی حمید جون ... شکر خدا از سر کار اومدم

جات خالی یه کافه هم رفتیم و بعدش هم یه شیرموز تگرگی زدیم بر بدن 


14 سال و 8 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایلممنون علی رضا