SH@DAK
یادمه بهم میگفتی اگه خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکات و ببینه و بهت بخنده گفتم اگه بارون نیومد چی؟؟گفتی اسمون وقتی اشکات و ببینه گریش میگیره،حالا من اون دوردورا وایسادم و دارم گریه میکنم توام یه گوشه وایسادی و داری بهم میخندی...
SH@DAK
جغرافیای کوچک من بازوان توست,ای کاش تنگ ترشود این سرزمین به من...
SH@DAK
شیوه ی نگاهت تجمع پذیر نیست,اما مجمع هر نگاهی را به خود میکشد...
SH@DAK
هنوز منتظرم...وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کردم بیدارم کنی و بگی چیزی نیست خواب میدیدی...
SH@DAK
اهای لعنتی!!! روزگاری هم اگر...دیوانه ات بودم گذشت...
SH@DAK
تنها جذابیت یه پسر خنگ بودنشه...!!! به سلامتیه پسرای ایرانی که همشون جذابن!!!
SH@DAK
وقتی دلت خسته شد دیگه خنده واست معنایی نداره فقط میخندی تا دیگران غم چشمات و نبینن,وقتی دلت خسته شد دیگه حتی اشکای شبونه هم ارومت نمیکنه فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کردی,وقتی دلت خسته شد دیگه هیچی ارومت نمیکنه به جز دل بریدن و ر فتن...
SH@DAK
من و دید و نشناخت این بود درد...